close
تبلیغات در اینترنت
دانلود آهنگ جدید
خلاصه قسمت 60 تا 18

خلاصه قسمت 60 تا 18

windows 8 windows 7 opera firefox chrome idm winrar kmplayer kaspersky flashplayer adobe reader

خلاصه قسمت 60 تا 18

خلاصه در ادامه مطلب

 

 آموزش هک کردن پرداخت درون برنامه‌ای برنامه‌ها و بازی‌های مارکت‌های مختلف رو بزارم.(از جمله گوگل‌پلی، کاف‍ ‍ه‌ب‍ ‍ازار و ...)

این برنامه نیازمند روت می‌باشد

لطفا خریداری کنید.

 

هزینه برای آموزش است 

ایمیل :
مبلغ : ریال

ادامه

 

<a href="http://ads.adsready.com/www/delivery/ck.php?n=a8fcf057" target="_blank"><img src="http://ads.adsready.com/www/delivery/avw.php?zoneid=9&n=a8fcf057" border="0" /></a> close

 


 

نویسنده: mozhgan shams - یکشنبه ۱۳ دی ،۱۳٩٤

خلاصه های قسمت های آینده گوزل. اول اینکه بگم گوزل چرا لباس عروس پوشیده دلیلش این هست که گوزل پیش خواهر هارون کار میکنه و اون لباس رو هم خواهر هارون داده که همینطوری بپوشه چون جهان از گوزل خواسته که برایش عروسی مفصلی میگیره و باید دنبال لباس عروس باشه و دلیل اینکه چرا گوزل پیش خواهر هارون کار میکنه این نقشه هارون وهست ومیخواد که خواهرش مو به مو از ارتباطات گوزل و جهان با خبر بشه و بهش خبر ها رو بده.هارون برای نزدیک شدن به دلارا از جانان استفاده میکنه و وقتی که به دلارا نزدیک میشه به جانان میگه دیگه کارم با تو تمام هست و جانان که در این مدت عاشق هارون شده کلی قاطی میکنه و میگه که تو از من سواستفاده کردی و منو حالا دور میندازی و من ازت انتقام میگیرم و نمیذارم با دلارا باشی و هارون بهش کلی مدرک میده که این من هستم که با یک اشاره نابودت میکنم. اوزان از اینکه مادرش شبها خونه نیست شک میکنه که کسی توی زندگی مادرش هست اما کی هست را نمیدونههارون هم با اوزان خیلی دوست صمیمی هست و اوزان به هارون میگه که یکی در زندگی مادرم هست اما کی هست را نمیدانم و هارون هم چیزی نمیگه که آن شخص خودش هست. جانان عصبی و به فکر انتقام هست شبی که هارون و دلارا با هم قرار دارند جانان یک پیام بی نام به اوزان میفرستد که اگر میخوای بدونی که مادرت با کی هست ساعت هشت شب به این آدرس برو. اوزان به محل مورد نظر میره و میبینه که مادرش با صمیمی ترین دوستش یعنی هارون هست کلی قاطی میکنه و سرو صدا راه میندازه و بعدش عصبانی آنجا را ترک میکنه.دلارا غمگین و ناراحت به عمارت میاد تا با اوزان حرف بزنه اما اوزان هنوز خونه نیومده. اوزان عصبی در حال رانندگی هست تا اینکه متوجه ماشین کنارش میشه که یک مرد و زن در حال دعوا هستند و بعد آن ماشین گوشه ای می ایسته و مرد زن را پیاده کرده و کتکش میزنه اوزان سریع با مرد درگیر میشه و زن را نجات میده و او را با ماشینش به خانه اش میبرد. زن میترسد و اوزان شب را خانه زن میماند تا تنها نباشد و زن که اسمش زینب هست میگوید که آن مرد شوهر سابقش هست و از او میخواهد که دوباره با او زندگی کند و زینت قبول نمیکند و این مرد را عصبانی کرده استصبح زینب و اوزان هر دو با هم از خانه خارج شده و مرد که جلوی در انتظار زینب را میکشیده آن دو را با هم میبیند و دوباره درگیری صورت میگیرد و مرد اسلحه را در آورده و به اوزان شلیک میکند. اوزان را سریع به بیمارستان می آورند و تحت عمل و جراحی قرار میگیرد و یک ماه تو کماست. دلارا و جهان هم دایما در بیمارستان هستند و منتظر بهوش آمدن اوزان.(از همون صحنه ای که جهان روی پل از گوزل درخواست ازدواج کرد دیگه هیچ صحنه مشترکی جهان و گوزل با هم ندارند و تمام صحنه هاشون فقط تماس تلفنی هست). جهان بالاخره میفهمه کسی که براش دسیسه چیده و باعث از هم پاشیدن کارهای شرکتش بوده هارون بوده. جهان دوباره شرکتش را رونق میده و با چند شرکت خارجی قرار داد میبنده که این باعث ناراحتی هارون میشه. بمناسبت این قرار داد ها جهان جشنی به پامیکند و به گوزل هم زنگ میزند که حتما به این مراسم بیاید اما گوزل که پیش خواهر هارون کار میکند و کارش مهم هست میگوید که نمیتواند به این جشن بیاید و جهان ناراحت میشود.هارون به دلارا درخواست ازدواج میدهد و جهان هم با خبر میشود که دلارا با هارون هست کلی قاطی میکند و با دلارا بحث میکند که هرگز نمیذارم با این مرد ازدواج کنی و این مرد دروغگو با بچه هایم زیر یک سقف باشد.تمام دسیسه ها و مشکلات شرکت مقصر هارون هست و او دشمن ماست و تو او را درست نمیشناسی. اما دلارا که سخت عاشق هارون شده هرگز کوتاه نمیاد. اوزان هم به مادرش میگه که اگر با هارون ازدواج کنی دیگه مرا نخواهی دید. دلارا هم از هارون باردار هست و نمیدونه که چطور این موضوع را به بچه ها بگه. ولی به جانان میگه که از هارون باردار ه در حالی که نمیدونه دشمن اصلیش همین جاندن هست.چند روز بعد چهان زنگ میزنه به گوزل که دعوا و کدورت را کنار بذارند و شب با هم برند رستوران و غذا بخورند. شب گوزل حسابی به خودش میرسه و به رستوران مورد نظر میرسه اما جهان هنوز نیامده همون موقع الپر و سولماز و یک زنی که دوست سولماز هست برای غذا خوردن وارد رستوران میشند و گوزل رو میبینند و کلی میخندند و مسخره اش میکنند و میگند این دهاتی گدای پایین شهری چرا به این رستوران پولدارها آمده و اون یک گدا گرسنه هست که شانس آورده که خودشو بچسبونه به مرد ثروتمندی مثل جهان و خدا چی شانسی بهش داده گوزل اینها رو میشنوه و میبینه جهان هم هنوز نیامده ناراحت از رستوران میاد بیرون و میره خونه و وقتی هم که به خونه میرسه غزل که باهاش تو خونه دریا زندگی میکنه میبینه که غزل میخواد این وقت شب بره بیرون که نمیذاره غزل بره و غزل کلی جیغ و داد میکنه که همش به واسطه تو من باید تو این آشغالدونی و فقر زندگی کنم گوزل هم عصبی شده لباسای غزل رو تو چمدون کرده و غزل رو از خونه بیرون میکنه و میگه برو دنبال اون ثروتی که دنبالش هستی من فقیرم و چیزی ندارم که بهت بدم و غزل هم خوشحال میشه که از اون خونه میاد بیرون.حالا چرا جهان نتونسته اون شب به رستوران پیش گوزل بیاد. جهان قبل از اینکه به رستوران بره میره پیش هارون و بهش میگه که از دلارا و خانواده اش فاصله بگیره و به هارون میگه که میدونه تمام اتفاقات شرکت زیر سره اون هست. هارون هم داستان گذشته ها رو باز میکنه که تو اول با خواهرم بودی و یهو اون رو ول کردی و با دلارا ازدواج کردی. جهان میگه نمیتونستم خواهرت را خوشبخت کنم اگر ما ازدواج میکردیم یک سال بعدش طلاق میگرفتیم و این بیشتر به خواهرت صدمه میزد و من چون خوبی خواهرت را میخواستم با هاش ازدواج نکردم. هارون میگه وقتی هم که با دلارا ازدواج کردی اصلا فهمیدی که خواهرم چی شد. جهان میگه حتما برای خودش زندگی درست کردهکه هارون با چشمانی که غم ازش میباره به جهان میگه شبی که عروسی تو با دلارا بود خواهرم با ماشین زد به دیواری که همیشه محل قرار تون بود و خودشو کشت و هنگامی که تو با دلارا تو ماه عسل بودی من داشتم جنازه خواهرم را زیر خاک سرد دفن میکردم. جهان که اینا رو میشنوه اشکش میاد و نمیتونه تحمل کنه و میاد کنار همون دیواری که خواهر هارون خودکشی کرده و دیواری که کلی باهاش خاطره داره و اشک میریزه و کلی به هم میریزه و میره خونه اش که پدرش هم باهاش زندگی میکنه و اصلا یادش میره که گوزل تو رستوران منتظرش هست. همه چیز را به باباش میگه که باعث مرگ خواهر هارون شده.این قسمت را هم اضافه کنم که قلب نورای همون زنی که اوزجان باهاش در آلمان دوست شده بود و بعدش به واسطه بچه اش آمد استانبول و چند ماه بعد سکته کرد قلبش را به زنی پیوند زدند که بین پسر آن زن و ایسو عشقی به وجود می آید و وقتی که اوزان تو بیمارستان تو کما بود آن زن و پسرش برای دیدن اوزان میان بیمارستان که پدر جهان آن زن را میبیند و تهدیدش میکند که دست پسرش رو بگیرد و از خانواده اش فاصله بگیرد و ترسی عمیق در چهره زن معلوم میشد اما معلوم نشد که آن زن کیست و پدر جهان آن زن را از کجا میشناسد، و بعدش مادر آن پسر دایما در گوش پسرش میخواند که از ایسو فاصله بگیر آنها پولدارند و ما رو نمیخواهند.

با تشکر از خانم ندا

جا داره از بچه های وب واقعا تشکر کنم که هر کدام به نحوی باعث بهبود مطالب وب می شوند.

 


 

نویسنده: mozhgan shams - دوشنبه ٧ دی ،۱۳٩٤

قسمت 80 و81

غزل هنوز نرفته خونه و گوزل نگرانه زنگ میزنه ک غزل میگه بادوستامم گوزل میگه کدوم دوستات غزل میگه ب تو چه دارم میام و غزل بادوست پسرش میره خونه و ی کم باگوزل بحث میکنه دلارا شب میره اتاق جهان ک جهان میگه راجع ب چی حرف بزنیم دلارا باز بدون اینکه من بدونم تو خونه م مهمون دعوت کردی منو زور کردی دلارا میگه من هنوزم دوستت دارم ازقبل هم بیشتر دوستت دارم ک جهان میگه اینجوری دوسم داری دلارا میگه ازمن متنفری جهان میگه نه متنفرنبودم نمیشم پسری مثل شیر اوزان دادی ب من جانسویی مثل پرنسس هادادی ب من نوزده سال زنم بودی یه عالمه کارکردی اماازت متنفرنمیشم عصبی میشم داد میزنم ولی متنفرنمیشم دلارا میگه چرا شانس نمیدی چرا واسه اینکه زندگیمونو نجات بدیم بهمون شانس نمیدی ک جهان میگه شانسی وجود نداره من بخاطرایسو اینجام دادگاه تموم بشه من اینجانیستم بفهم دیگه دلارا نمیخوام اذیتت کنم ولی قسمت میدم بهم گیرنده و دلارا میره دلاراصبح با گولکم داره حرف میزنه که جهان زنگ میزنه و میگه چهارشنبه ازطرف دادگاه میان واسه مصاحبه ایسو و اوزانم باید باشن ازاون طرف هم میرن خونه اوزجان

ایسو میره پیش راحمی و باهاش حرف میزنه عارف هم میره پیش کریمان و گوشی کریمان رو یواشکی برمیداره و فیلم اتیش سوزی اوزجانو میریزه تو گوشیش و از گوشی کریمان پاک میکنه اوزان همش بادلارا بد حرف میزنه و میگه میخوای چهارشنبه نقش بازی کنی البته بنظرمن زیاد هم سخت نیس واسه تو ک جهان میگه اوزان داری تند میری باادب باش و بامادرت درست حرف بزن ایسو میاد و ی کم ازغزل حرف میزنه ک ناگهان اوزان عصبی میشه و ازدهنش در میره که غزل اسطبلو اتیش زده ایسو شوک میشه و میره ک جهان بغلش میکنه و میگه اروم باش غزل بهت حسادت میکنه

غزل بادوست پسرش رفته بیرون و جهان عصبی میره خونه گوزل و میگه چرا نگفتی چند روزه غزل مدرسه نمیره ک گوزل میگه اگه میگفتم چکار میخواستی بکنی ازگوشش میگرفتی میبردی مدرسه ک جهان میگه بابا دختر جوونه ک غزل میاد خونه و بدون اهمیت ب گوزل میره بغل جهان

الپرزنگ میزنه ب دلارا میگه که مسواکت دست منه ک دلارا تعجب میکنه

جاندان میره خونه اوزجان و بهش میگه ک چ باید بگه و خوراکی هم خریده واس مهمونا

چهارشنبه میشه و میرن واسه مصاحبه خونه جهان ازهمشون سوال میپرسن و همشون نقش بازی میکنن ک خانواده ی خوشبختی هستن و دراخر ایسو میگه من ب جز جهان بابایی ندارم و نمیشه و ب دلارا میگه تو هم منو ول نمیکنی ک دلارا میگه این چ حرفیه امکان نداره همچین چیزی میرن خونه اوزجان و حرفای اوزجان بازنش همخونی نداره کریمان میره خونه اوزجان ولی اوزجان دهنشو‌میگیره و میبره میگه ساکت شو و اوزجان پیش مهموناکه ازدادگاه اومدن ی کم بدحرف میزنه

اذرخش خوشحاله ک خانواده جهان خوب مصاحبه کردن و میگه یکی دوهفته طول میکشه

راحمی میخواد بره ازگوزل معذرت خواهی کنه ک غزلو بادوست پسرش میبینه و غزل بادوست پسرش تصمیم میگیرن شب برن خونه پسره

کریمان هم پولای اوزجانو برمیداره میره خونه و وسایلاشو جمع میکنه ک فرار کنه اوزجان میاد خونه نه ازپولا خبریه نه کریمان

دلارا ب جهان میگه بریم مسافرت هممون خیلی خسته ایم ک جهان میگه فقط منو تو ک دلارا میگه نه جونم بچه ها هم باشن ایسو واوزان و منوتو جهان میگه غزل؟دلارا میگه خیلی دوست دارم اونم بیاد ولی هزارتا کارهست نمیشه و گوزل ب گوشی جهان زنگ میزنه و دلارا میفهمه و‌گوشی جهانو میگیره و پرت میکنه تو دریا

غزل و دوست پسرش هم میرن خونه پسره

راحمی میاد دم خونه گوزل و ازش معذرت خواهی میکنه و دراخرمیگه من غزلو با دوست پسرش باموتور دیدم

راحمی ب دوستش سوئات زنگ میزنه و ازش کمم میخواد جهانم تلفنی ک ازامینه گرفته بودرو خاموش میکنه و میره پیش دوست ماهی،فروشش

و گوزل همچنان ب غزل زنگ میزنه ولی جواب نمیده

راحمی هم ادرسو پیدا میکنه و میره

پسره دوربین مخفی گذاشته تا وقتی ب غزل تجاوز میکنه فیلمش ضبط و پخش بشه و ابروی دخترجهان و خود جهانو ببره که راحمی میاد و باپسره درگیرمیشه و سرپسره بابرخورد اتفاقی ب شومینه میمیره

بعد اینکه پسره میمیره راحمی و غزل میترسن و راحمی باگوشی ازمی تماس میگیره و ازطرفی چون جهان پیش ازمی بوده میره پیش راحمی و غزل.جریانو ک میبینه غزلو باازمی میفرسته میره و خودش میمونه و راحمی و جنازه پسره. راحمی فیلمو نشون میده و جهان حالش خراب میشه و میگه خدایاخودت کمکم کن...راحمی هم میره و جهان میمونه و لب تاب و فیلم ضبط شده و جهان فیلمو میده ب ازمی...

منبع پیج گوزل

با تشکر از خانم الهه

 

 


 

نویسنده: mozhgan shams - دوشنبه ٧ دی ،۱۳٩٤

سکانسی زیبا از ارکان در paramparca

https://drive.google.com/file/d/0Bw_NWqoiowSiSFlXSUJRZGNwc2M/view

واااااای من عاشق این سکانسم آفرین به ارکان دستدست

با تشکر از خانم مریم

 


 

نویسنده: mozhgan shams - دوشنبه ٧ دی ،۱۳٩٤

با تشکراز خانم نسترن


ادامه مطلب ...

 


 

نویسنده: mozhgan shams - شنبه ٥ دی ،۱۳٩٤

با تشکر از خانم مهتاب


ادامه مطلب ...

 


 

نویسنده: mozhgan shams - جمعه ٤ دی ،۱۳٩٤

قسمت 77

روزمحاکمه هیچکس حال خوشی نداره و دلارا و‌جهان تو‌ دادگاه حاضرمیشن

گوزل هم حال خوشی نداره و‌واس مشتری اشتباهی سفارش های دیگه میاره

الپر میاد عمارت و ازنبود دلارا سوءاستفاده میکنه و مسواک دلارا رو برای دی ان ای برمیداره و میره

اذرخش باجهان حرف میزنه ک اگ اوزجان حرفی زد عصبی شدی حرفی نمیزنی و اروم میمونی

جهان و دلارا ازدیدن زنه کناراوزجان تعجب میکنن

ایسو ک خیلی دوست داشت تو دادگاه باشه نمیتونه برسه

تو دادگاه اذرخش از کارایی ک اوزجان کرده میگه ازخلاف هاش ازبدی هاش و جاندان هم از اینکه جهان و دلارا دارنذجدا میشن جهان معشوقه داره توخونه زندگی و‌نمیکنه ک خلاصه دادگاه تاحدودی ب جاندان رای میده و ادامه میمونه واس دادگاه بعدی

جهان و دلارا و اذرخش باهم نشستن که اذرخش میگه من معذرت میخوام اگ منو قبول ندارین برید پیش ی وکیل دیگه ک دلارامیگه اوزان دوستشو چاقو میزنه غزل اتیش سوزی ب پا میکنه تو بازن هامیپری یعنی اینکه جاندان اینارو ب وکیل ها گفته جهان بی اهمیت میره و‌اذرخش ب دلارا میگه این حرفا چیه میزنی الان وقتش نیس

جهان ب گوزل زنگ میزنه و میگه دادگاه خیلی بد گذشت اوزجان نامزد کرده خونه داره میخواد تضمینات بگیره کارداره واین حرفا

اذرخش میره دنبال جهان و‌برش میداره میره پیش دلارا و اذرخش میگه که باید مث قبل زندگی کنین یعنی غزل برگرده پیش گوزل و ایسوهم برگرده پیش شما و مث قبل زندگی کنین.جهان حالش خراب میشه و تمام حرفایی ک ب ایسو زده جاندان زده یادش میاد و میزنه ایینه دسشویی رو میشکنه

جاندان و اوزجان و انگین جشن گرفتن ک جاندان ب اوزجان میگه زیادخوشحال نباش

دلارا هم ب اوزان میگه که اوزجان میتونه ایسورو بگیره و‌اوزان میره دنبال ایسو تاباهم برن بیرون

جهان قضیه رو باناراحتی ب گوزل میگه و میگه ولی همه چ درست میشه ک گوزل میگه نه جهان زندگی بچه ها ازعشقمون مههمتره و اذرخش هم بادلارا حرف میزنه و دلارا زنگ میزنه ب جهان و میگه بابد درمورد غزل صحبت کنیم میای خونه ک جهان قبول میکنه

قسمت 78

عارف ک صحبتای دلارا و اذرخش رو شنیده میره و میذاره کف دست جاندان و جاندان میگه حالا ک جهان داره برمیگرده این ضبط صوت رو بگیر و تمام حرفاشونو ضبط کن

جهان ب ایسو میگه ک جریان چیه ولی ایسو گریه میکنه و‌میگه من نمیخوام برم پیش مامانم میمونم ک جهان میگه تازمانی که محاکمه تموم میشه و گوزل هم میگه راه دیگه ای نیست

جهان هم شب میره خونه و‌همه چیو ب غزل میگه و غزل هم عصبی میشه و میگه من نمیرم پیش گوزل و شما فقط ایسورو دوست دارین

گوزل ایسورو اروم میکنه چون میخواد بره که جهان در میزنه و‌میاد خونه گوزل

دست گوزلو میگیره و میگه من میخوام کسی ناراحت نشه هرکاری ازدستم برمیومد رو انجام دادم اما دست و بالم بسته س و فقط میتونم ایسوروببرم غزلو بیارم

غزلم وسایلاشو دارن جمع میکنن ولی غزل ناراحته دلارا میخواد ارومش کنه ولی غزل میگه اون کسی ک دوسش داری من نیستم اون کسی ک باید اینجا زندگی کنه من نیستم مامان متوجه ای اگ تو و بابا چیزیتون بشه من چ میشم من دختر واقعیتون هستم و این وسط میمونم

جهانم باایسو حرف میزنه و‌دراخرمیگه خیلی دوستت دارم و هروقت تونستی میتونی گوزلو ببینی

جهان ایسورو میبره عمارت و دلارا غزلو میبره خونه گوزل

غزل عصبیه و سر گوزل داد میزنه و‌میگه زندگیمو نابود کردی

کریمان فیلم اتش زدن اوزجانو میبره پیش اوزجان و‌میگه اگ ب منم پول بدی فیلمو تحویل دادگاه نمیدم و بااوزجان دعواش میره و فرار میکنه و میره خونه واوزجانم پشت سرش کریمان پشت در کمد و صندلی میذاره تااوزجان نتونه درو بازکنه و دراخراوزحان میره

کریمان ب راحمی زنگ میزنه ولی راحمی قطع میکنه

اوزجان قضیه کریمانو ب جاندان میگه و جاندان عصبی میشه و میگه باید پاکش کنی

ایسو با گوزل حرف میزنه و غزل هم با پسری در حال چت کردنه

خانواده جهان همه دور میزشام نشستن و درحال شام خوردن هستند دلارا خیلی خوشحاله

جهان ازدانشگاه رفتن اوزان میپرسه و دلارا میگه من دوس دارم بره جایی ک میشناسم خیالمون راحت میشه و اوزان عصبی میشه میگه من گفتم نیویورک بزم درس بخونم

و دلارا میگه ما حرف زدیم

و اوزان میگه من یادم نمیاد همچین چیزی خواسته باشم تو اونو روز تولدم بهم هدیه دادی و دلارا همش سعی میکنه حرف بزنه ک اوزان ضدحال بزنه و جهان میگه اوزان بسه بامادرت حرف بزن و جانسو و اوزان هم میرن

جهان با گوزل داره حرف میزنه ک دلارامیاد وعصبی میشه و میگه جهان تو ب این خونه برگشتی یا نه ک جهان میگه اره برگشتم ولی ب زور محاکمه ولی عقل و قلبم جای دیگه س

قسمت 79

اذرخش درمورد دادگاه داره حرف میزنه ک درپایان جهان میگه ب غیرایسو غزلم میخوام اون دخترخودمنه هرکاری میتونی بکن غزلم بگیر دلارامیگه منم واسه غزل ناراحتم ولی زود تصمیم میگیری که جهان میگه من غزلم میخوام

غزل تو مدرسه باایسو دعوا میکنه که تو باعث شدی همش بخاطر تو شد که من ازاون خونه رفتم

اوزجان میره خونه دنبال گوشی کریمان میگرده ولی پیدا نمیکنه

شب دلارا یه پارتی میگیره وقتی جهان میاد تعجب میکنه و دلارا به جهان عزیزم عشقم میگه و ب جهان میگه کاری نکن خواهش میکنم و جهان قبول میکنه و جهان بعد دست دادن ب مهمونا کناردلارا می ایسته و چنتا عکس میگیرن و دلارا میگه جهان بخاطر اینکه کنارمی و منو شاد میکنی و یه خانواده ی خوب ب من دادی ازت تشکرمیکنم و‌میخوام سی و نه سال دیگه هم باهم باشیم و دراخر باهم میرقصن و حرفایی باهم میزنن...

ایسو این پارتی الکی رو میبینه و ب اوزان میگه همش بخاطرمنه وگرنه هیچکدوم راضی نیستن

غزل هم رفته بار و با یه پسری اشنا میشه

منبع پیج گوزل

 


 

نویسنده: mozhgan shams - سه‌شنبه ۱ دی ،۱۳٩٤

عارف دوست کریمان با ضمانت امینه کار میکنه

جهان ب ازمی میگه ک خودت ایسو رو میبری مدرسه و میاری و حواست ب مغازه بشه اگ هم کسی اذیتشون کرد هرکاری ازت برمیادانجام بده نزاکت میره مغازه گوزل تا چایی و‌کیک بخوره ک متوجه میشه دنبال کسی میگردن تاکار کنه ک نزاکت میگه من هستم قبلا تو بورک پزی کار میکردم دریا میگه ما موقتی میخوایم ک نزاکت میگه منم نمیخوام ک ابنجا بازنشسته بشم فقط کمکتون میکنم ک قبول میکنن

راحمی و غزل باهم نشستن ک جهان ب غزل زنگ میزنه و میگه ب گوزل زنگ زدی ک غزل میگه نه و جهان عصبی میشه و غزل میگه زنگ میزنم و زنگ میزنه و باگوزل حرف میزنه راحمی باغزل حرف میزنه وغزل میگه که به من گیرنده وگرنه ب بابام کاری باهاش بااهو کردی رو میگم ک راحمی میگه برو بگو اگ من ب بابات بگم اسبو اتیش زدی چ ک غزل میگه بابام میدونه و‌منو بخشیده ک راحمی میگه اگ دلارا بفهمه چی بفهمه اسب ایسو بخاطرتو ناقص شده چی و غزل ساکت میشه

اذرخش ب جهان میگه که باید دادگاه روجدی بگیریم چون یکی گفته که اوزجان زیاد خونه جانان میره و میاد اوزجان داره وسایلاشو‌ جمع میکنه ک بره کریمان میپرسه کجا میری ک اوزجان میگه میرم خونه جدیدم

جهان میره خونه گوزل و سوئات ب راحمی خبرمیده جهان ب گوزل میگه دوست داشتم زندگیم اینطوری پیش میرفت بدون دغدغه اروم و گرم و گوزل از گذشته ش واس جهان تعریف میکنه و ایسو واس جهان درس ریاضیشو میاره تاحل کنه ک سوئات باگوشی منزل گوزل تماس میگیره و ایسو جواب میده ک سوئات میگه الو گوزل ولی وقتی ایسو ج میده قطع میکنه ک جهان و‌گوزل شک میکنن

راحمی ب غزل میگه اگ کاری رو‌ک میگمو انجام ندی ب مادرت میگم اتیش سوزی رو اونوقت یامیفرستت پیش کریمان یا مدرسه شبانه روزی یا کانون اصلاح و تربیت ک غزل میترسه و‌میگه هرکاری بگی انجام میدم

راحمی ب غزل میگه برو پیش گوزل و ازگوشیش ب خودت پیام بده ک مثلا با یه مرد غریبه دیدیشون و گوزل میخواد بهت دروغ بگه ک بااون مرده هیچ ارتباطی نداره درصورتی ک داره بعد پیامو ببره ب جهان نشون بده

غزل صب میره مغازه گوزل و گوزل کلی خوشحال میشه و ذوق میکنه و غزل دلش نمیاد کاری کنه ک راحمی بهش زنگ میزنه و دوباره بهش گیرمیده ک غزل بالاخره پیامو مینویسه و واس خودش میفرسته و میره پیش راحمی ولی دلش نمیاد پیامو بده ب راحمی.راحمی هم باموبایل ب پلیس زنگ میزنه و میگه میخوام گزارش ی خرابکاری رو بدم بهتون ک غزل میگه نه و پیاموبراش میفرسته الپر میره پیش جانان و میگه قضیه ارث و‌میراث منو دلارا رو قبول کن و بعد گرفتنشون نصفشو بهت میدم تست دی ان ای بیار منم تا یکسال حلش میکنم

منبع پیج گوزل

قسمت 74

کریمان و عارف میرن خرید کیف و کریمان کیف های های گرون قیمتی برمیداره ولی چون پول نه تو کارت عارف هست نه تو جیبش عصبی میشه انگین ب اوزجان میگه که اگه کارهای دادگاه بد پیش بره همین جانان نه ب من نگاه میکنه نه ب تو ک اوزجان میگه تو جانان رو نمیشناسی اینطوری قضاوت میکنی کریمان میره مغازه گوزل و ب پاش میفته تا ببخشتش و نزاکت قایم میشه تا نبینتش

دلارا باوکیل جدیدش میره پیش جهان و اذرخش ک جهان میگه مدارک ضعیفی داریم اذرخش ک اذرخش هم میگه نظرمنم همینه

جانان هم ب اوزجان میگه تاریخ دادگاه مشخص شده و ازش امضا میگیره و میگه ازاین ب بعد شر ب پا کردن دخالت کردن تو هرکاری نباشه وگرنه زندگیتونابود میکنم پس از حرفم سرپیچی نمیکنی

اذرخش ب دلارا و جهان میگه که جانان میدونم پرونده ای ک نتونه توش برنده بشه رو قبول نمیکنه پس ی مشکلی،هست ک دستمونو بسته اونم اینه که شما نباید طلاق بگیرین پس فعلا دست نگه دارین ک دلارا خوشحال و جهان ناراحت میشه ایسو گیرمیده ک منم میام دادگاه و میگم که نمیخوام این ادم بابام باشه دلاراهم خوشحاله که جهان داره برمیگرده ولی راحمی میگه زیادم خوشحال نباش چون اذرخش وکیله و فقط تدبیرشو‌گفته باید ببینیم جهان چ میگه غزل خیلی ناراحته و ب راحمی میگه که نمیتونم این کارو باگوزل بکنم گناه داره ولی راحمی دوباره تهدیدش میکنه و غزل ازترسش میره شرکت جهان و گوشیو ب جهان نشون میده ومیگه من خودم با چشام دیدم که دست تو دست بودن جهان اولش میگه که پدربزرگت گفته این تهمتو بزنی یا دلارا ک غزل انکار میکنه و جهان باخوندن پیام عصبی میشه ک اینطور نوشته:دخترم غزل تو درمورد ما اشتباه برداشت کردی اون فقط دوستمه و‌چیزی بینمون نیس اگه ذره ای هم منو دوس داری این جریان رو ب کسی نگو عزیزم لطفا

جهان باعصبانیت بلند میشه و باغزل میرن مغازه گوزل زور میکنه غزلو ک پیامو ب گوزل نشون بده و گوزل عصبی میشه و میگه دروغه و ب جهان میگه اگ ب من شک کردی اززندگیم برو بیرون و ی سیلی ب گوش غزل میزنه و میگه من دیگه مادرت نیستم تموم شد و غزل باگریه همه چیو میگه و میگه ک راحمی گفته این کارو کنم جهان باعصبانیت میره پیش راحمی و با دادمیگه:بابا هرکاری خواستی با من و گوزل کردی هیچی نگفتم این همه بلا سرم اوردی حرفی نزدم ولی چطور دخترمو وسیله دستت کردی؟ و راحمی ازترس قلبش میگیره و‌میفته و فورا باامبولانس میبرنش بیمارستان.تو امبولانس ب جهان میگه که من واس صلاح تو کردم ک جهان میگه فعلا حرف نزن

دکتر میگه که احتمالا باید عملش کنیم دلارا ب جهان میگه چیشد ی دفعه بینتون داشتی باباتو میکشتی ک جهان باعصبانیت میگه چی؟

من داشتم بابامو میکشتم؟دلارا میگه منظوری نداشتم و جهان میره

گوزل غزل رو میبره خونه خودش و غزل باگریه خواهش میکنه ک گوزل ببخشتش ک گوزل میگه گریه نکن بخشیدمت بخشیدمت

ایسو بادیدن غزل تعجب میکنه ولی باهاش خیلی خوب رفتار میکنه ایسو خیلی سعی داره از گوزل بپرسه که جریان چیه ولی گوزل حرفی نمیزنه و غزل میره تو حموم و گریه میکنه

قسمت 75 و76

 

گوزل ب غزل میگه که گریه نکن من بخشیدمت و ایسو از گوزل میپرسه که جریان چیه ولی گوزل میگه خواهش میکنم نپرس لطفا

دکتر میگه که حال راحمی خوبه فقط تو یکی ازرگهاش فنرگذاشتیم حالش خوبه و فرداصبح مرخصش میکنیم..دلاراو اوزان میرن ملاقات راحمی ولی جهان نمیره و میگه فرداصبح میام خونه و غزلم میارم صبح روز بعد جهان غزلو میبره خونه و میگه همه چیزارو ب مامانت میگی میگی ک اتیش سازی کارتو بوده و کاری ک باگوزل هم کردی رو مبگی تاهمه بفهمن وغزل میترسه ازعکس‌ العمل دلارا ولی قبول میکنه و میره خونه و میگه که اتیش سازی کار من بوده ک دلارامیگه من قبل تصادف میدونستم وجهان تعجب میکنه و اوزان میاد و سرش داد میزنه ک جهان ساکتش میکنه بعد جهان گوشی غزلو میده ب دلارا و‌پیامو نشونش میده و میگه کاربابامه بابام میخواست بچه رو تحویل کانون تربیت بده و دلارا حرصش درمیاد جهان ب گوزل زنگ میزنه و میگه همه چ ب خیرگذشت ففط نمیدونم چجوری ب ایسو بگم ک غزل چ کرده عارف ک جاسوس جانان شده از سکته کردنه راحمی ب جانان میگه و جاندان میگه تو خودت خواستی واس من جاسوسی کنی و من هم تأمینت کنم پس هنرت اینه ک نفوذ کنی و حرفاشونو برام بیاری راحمی ازبیمارستان مرخص میشه و میره عمارت ولی دلارا محل نمیده و میگه کارخیلی اشتباهی کردین کارتون کثیف بودک راحمی عصبی میشه و میگه من کارام کثیفه و تو زن پاک هستی تو باهزارتاکارکثیف خواستی شوهرتو نگه داری و ب دلارا بی احترامی میکنه و میره و عارف هم صداشونو ضبط میکنه جهان کارغزلو واس ایسو تعریف میکنه و باگوزل میرن بیرون و باهم عاشقانه حرف میزنن ک راحمی ک توی ی مسافرخونه داره رفته زنگ میزنه ب جهان میگه که بیامیخوام عکسای دنیزو بدم بهت و جهان باشنیدن اسم دنیز(خواهرش)حالش بد میشه و میره جهان میره پیش راحمی و میگه ما چنتا هتل رستوران ویلا داریم چرااومدی اینجا داری ی کاری میکنی دلم برات بسوزه عکسو بده برم ک راحمی میگه پسرم من اینکارارو واس تو کردم ک تو دچاراشتباه من نشی ک جهان میگه من کجام شبیه توئه من مادرمو ترک نکردم من دخترمو نکشتم من بچه هامو گشنه و تشنه ول نکردم ک راحمی میگه ب خودت بیاجهان عکسای دنیزو میبینه و حالش خراب میشه و گریه میکنه و میگه تو خواهرمو فروختی ب خاطرقمارت ک راحمی میگه من نفروختم جهان عصبی میشه و داد میزنه ک فروختی من چطور هنوز بهت میگم بابا بعد میگه نمیبخشمت و باگریه میره و راحمی باگریه اسلحه رو برمیداره و میره سرقبردنیز و‌میخواد خودشو بکشه ک نمیتونه

منبع پیج گوزل

با تشکر از الهه خانم


 


 

نویسنده: mozhgan shams - یکشنبه ٢٩ آذر ،۱۳٩٤

عارف دوست کریمان با ضمانت امینه کار میکنه

جهان ب ازمی میگه ک خودت ایسو رو میبری مدرسه و میاری و حواست ب مغازه بشه اگ هم کسی اذیتشون کرد هرکاری ازت برمیادانجام بده نزاکت میره مغازه گوزل تا چایی و‌کیک بخوره ک متوجه میشه دنبال کسی میگردن تاکار کنه ک نزاکت میگه من هستم قبلا تو بورک پزی کار میکردم دریا میگه ما موقتی میخوایم ک نزاکت میگه منم نمیخوام ک ابنجا بازنشسته بشم فقط کمکتون میکنم ک قبول میکنن

راحمی و غزل باهم نشستن ک جهان ب غزل زنگ میزنه و میگه ب گوزل زنگ زدی ک غزل میگه نه و جهان عصبی میشه و غزل میگه زنگ میزنم و زنگ میزنه و باگوزل حرف میزنه راحمی باغزل حرف میزنه وغزل میگه که به من گیرنده وگرنه ب بابام کاری باهاش بااهو کردی رو میگم ک راحمی میگه برو بگو اگ من ب بابات بگم اسبو اتیش زدی چ ک غزل میگه بابام میدونه و‌منو بخشیده ک راحمی میگه اگ دلارا بفهمه چی بفهمه اسب ایسو بخاطرتو ناقص شده چی و غزل ساکت میشه

اذرخش ب جهان میگه که باید دادگاه روجدی بگیریم چون یکی گفته که اوزجان زیاد خونه جانان میره و میاد اوزجان داره وسایلاشو‌ جمع میکنه ک بره کریمان میپرسه کجا میری ک اوزجان میگه میرم خونه جدیدم

جهان میره خونه گوزل و سوئات ب راحمی خبرمیده جهان ب گوزل میگه دوست داشتم زندگیم اینطوری پیش میرفت بدون دغدغه اروم و گرم و گوزل از گذشته ش واس جهان تعریف میکنه و ایسو واس جهان درس ریاضیشو میاره تاحل کنه ک سوئات باگوشی منزل گوزل تماس میگیره و ایسو جواب میده ک سوئات میگه الو گوزل ولی وقتی ایسو ج میده قطع میکنه ک جهان و‌گوزل شک میکنن

راحمی ب غزل میگه اگ کاری رو‌ک میگمو انجام ندی ب مادرت میگم اتیش سوزی رو اونوقت یامیفرستت پیش کریمان یا مدرسه شبانه روزی یا کانون اصلاح و تربیت ک غزل میترسه و‌میگه هرکاری بگی انجام میدم

راحمی ب غزل میگه برو پیش گوزل و ازگوشیش ب خودت پیام بده ک مثلا با یه مرد غریبه دیدیشون و گوزل میخواد بهت دروغ بگه ک بااون مرده هیچ ارتباطی نداره درصورتی ک داره بعد پیامو ببره ب جهان نشون بده

غزل صب میره مغازه گوزل و گوزل کلی خوشحال میشه و ذوق میکنه و غزل دلش نمیاد کاری کنه ک راحمی بهش زنگ میزنه و دوباره بهش گیرمیده ک غزل بالاخره پیامو مینویسه و واس خودش میفرسته و میره پیش راحمی ولی دلش نمیاد پیامو بده ب راحمی.راحمی هم باموبایل ب پلیس زنگ میزنه و میگه میخوام گزارش ی خرابکاری رو بدم بهتون ک غزل میگه نه و پیاموبراش میفرسته الپر میره پیش جانان و میگه قضیه ارث و‌میراث منو دلارا رو قبول کن و بعد گرفتنشون نصفشو بهت میدم تست دی ان ای بیار منم تا یکسال حلش میکنم

منبع پیج گوزل

 


 

نویسنده: mozhgan shams - یکشنبه ٢٩ آذر ،۱۳٩٤

اوزجان با زنی ک قراره بشه مثلا زنش و تو دادگاه نقش زن اوزجانو بازی کنه داره عکس میگیره عکاس ب اوزجان میگه زانو بزن جلوی زنت ک اوزجان عصبی میشه و میگه نمیخوام این اغراق آمیزه جاندان میگه اوزجان تو ی مردی هستی ک دیوانه وار عاشق نامزدت هستی و میخوای ازدواج کنی

جاندان عکسارو میده ب اوزجان میگه عکسارو بین دوستات پخش کن و بهشون مژده بده ک میخوای ازدواج کنی اینجوری تو دادگاه تابلو نمیشه

نزاکت ب کریمان دستور میده که چایی بیار و سرش داد میزنه ک کریمان میگه تو خونه خودمم مث زندون رفتار میکنی

ایسو میره پیش گوزل و درحال حرف زدن هستن که دوتااراذل پیداشون میشه و تمام وسایل رو میشکنن تااینکه اوزجان میاد و مثلا نقش قهرمان رو بازی میکنه و اراذل از اوزجان میترسن و میرن ک اوزجان میگه ازاین ب بعد چشمم همیشه به اینجاست مراقبتون هستم و میره

ایسو هم دلش میسوزه و میره دنبالش و میبینه ک اوزجان درحال پول دادن ب اراذله ومیگه فقط این اطراف زیاد آفتابی نشین مثلا خیلی ازمن ترسیدین انگین با اشاره ب اوزجان میفهمونه که ایسو اومده و ایسو میگه تو چطور ادمی هستی ک اوزجان انکار میکنه ک ایسو میگه چی رو انکار میکنی دیدم ک چ ادم نفرت انگیزی هستی و میره و اوزجان میره دنبالش تااینکه میرسن ب مغازه گوزل و باگریه میگه مامان این گفته اینکار هارو بکنن وقتی داشت بهشون پول میداد دیدم و ایسو میره اوزجان میگه گوزل من این کارو بخاطرایسو کردم ک گورل میگه یعنی چی برو ایینه خودا رو ببین خجالت بکش دیگه میخوای بری المان برو هرجا که میخوای برو

ایسو ب جهان میگه بابا چطور به من نگفتی اوزجان برای گرفتنه من شکایت کرده ک جهان میگه نخواستم ناراحتت کنم ک ایسو میگه داره سعی میکنه منو از تو و مامانم جدا کنه بنظرم این موضوع خیلی جدیه ک جهان میگه نه خیلی هم مسخره س چون تو دختر منی

جهان ب گوزل میگه چرا ولگردها میان تو مغازت اشوب ب پا میکنن ب من نمیگی ک گوزل میگه حق با توئه اما ب پلیس زنگ زدیم فکرکردیم میتونیم حلش کنیم ک جهان میگه اگ اتفاقای بدی میفتاد چی؟چرا همش دوس داری همه چی رو خودت حل کنی من دارم سعی میکنم ازتون محافظت کنم قصددیگه ای ندارم

اوزجان مسته و با یه نفردعواش میشه

ایسو ب جهان میگه منم میام دادگاه ک جهان میگه نه ی دسته گل واس گوزل میاد ک توش نوشته منتظرمیمونم و جهان ناراحت میشه

کار کار سوئات دوست راحمیه

اوزجان وسط میدون رو خودش نفت ریخته و‌میخواد خودشو اتیش بزنه ب کریمان خبرمیدن و میره ولی هر چ میگه گوش نمیده اوزجان و میخواد خودشو اتیش بزنه اوزجان میگه دخترمو بیارید

پلیسا میرن دم خونه گوزل و میخوان ایسورو ببرن ولی جهان اجازه نمیده

جاندان اوزجان رو میبره پیش خودش و عصبیه و میگه چرااینکارو کردی وکالت نامه رو پاره میکنم و شکایت رو پس میگیرم تو میخوای دخترتو بگیری یانه ک اوزجان میگه اره ک جاندان میگه پس چرااین کارارو میکنی؟ببین ی کاری میکنم حتی نتونی ایسورو ببینی پس مث ادم رفتار کن

سرمیز صبحانه دلارا و اوزان دررابطه بامدرسه بحث میکنن و اوزان قهرمیکنه و میره راحمی میره دنبالش و اوزان میگه خیلی وقت باید میرفتم بابابزرگ دلارامیگه بابابزرگته درست حرف بزن ک اوزان میگه اره کسی ک جلومه ی شخصیت کامله ک راحمی میگه داری دلمو میشکونی و مجازاتم میکنی عارف ب عنوان کسی ک کارهای باغچه رو انجام میده میاد عمارت جهان

کریمان هم داره اوزجانو نصیحت میکنه

منبع پیج گوزل

 


 

نویسنده: mozhgan shams - یکشنبه ٢٩ آذر ،۱۳٩٤

با تشکر از خانم مریم


هشت ویدئو از یشت صحنه سریال paramparca یا گوزل https://drive.google.com/file/d/0Bw_NWqoiowSiblllSVphTzNjNFE/view?usp=drive_web https://drive.google.com/file/d/0Bw_NWqoiowSiNi1lVW9SNWdyTXM/view?usp=drive_web https://drive.google.com/file/d/0Bw_NWqoiowSiUThTUVRIN29YcVU/view?usp=drive_web https://drive.google.com/file/d/0Bw_NWqoiowSidXJ4dlZjcVlFUzQ/view?usp=drive_web https://drive.google.com/file/d/0Bw_NWqoiowSickY4bU9STV9YdGs/view?usp=drive_web https://drive.google.com/file/d/0Bw_NWqoiowSiRHhIdjdrS0NiYlU/view?usp=drive_web https://drive.google.com/file/d/0Bw_NWqoiowSiekNVbXlGeTFuOHc/view?usp=drive_web https://drive.google.com/file/d/0Bw_NWqoiowSiVXZ2ZTB3aDVHdjA/view?usp=drive_web

 


 

نویسنده: mozhgan shams - پنجشنبه ٢٦ آذر ،۱۳٩٤

با تشکر از خانم نسترن


ادامه مطلب ...

 


 

نویسنده: mozhgan shams - چهارشنبه ٢٥ آذر ،۱۳٩٤

 

خلاصه گوزل

نزاکت اززندون ازاد میشه و میاد خونه کریمان و بهش میگه که تو خودت گفتی وقتی اززندون ازاد شدی بیاخونه من و کریمان و ناراحته.

دوتااراذل رفتن پیش اوزجان و اوزجان میگه باهاتون کاردارم هروقت خواستم صداتون میکنم.

الپرداره وسایل خونه شو میفروشه ک خریدار میگه خونتو چند میفروشی که الپرمسخرش میکنه و میگه که ب خودت نگاه کن تو چطور میخوای این خونه رو بخری ک خریدار میگه وسایل هارو بیارین پایین نمیخرم ک الپرعصبی میشه و میگه پولم رو بده و برو ک خریدار میگه ببین چقد بدبخت شدی ک داری وسایلاتو میفروشی و بار نمیزنه و سولماز میاد و میگه منو بیرون کردی برات خوب نشد و کارت محل کارشو میده و میگه بیا قهوه مهمونت کنم هنوزم شوهرمی و میره.

ایسو و دوستش اویکو دارن تمرین حل میکنن ک مادراویکو میاد و بدون اینکه ب گوزل محل بده دخترشو میبره.

مادر اویکو میگه من بهت اجازه دادم فک کردم میری خونه دلارا فک نمیکردم بیای خونه معشوقه باباش و گوزل میشنوه.

مادراویکو صبح میره پیش دلارا و قضیه رو واس دلارا تعریف میکنه.

راحمی میاد و باهاشون گرم صحبت میشه و مادراویکو هم کارای جهانو تایید نمیکنه و باعث خوشحالی دلارا میشه.

جهان ی نفرو میفرسته تاالاچیق خونه گوزلو درست کنن.

اذرخش ازجهان میپرسه که ایسو خبرداره ک اوزجان ب دادگاه درخواست داده و ازت شکایت کرده ک جهان میگه نه اذرخش میگه تو بگو اون یارو دیوونه س زنگ میزنه یاایمیل میفرسته و ذهن دختررو خراب میکنه.

اوزجان هم بانزاکت اشنامیشه.

گوزل همه چیو واس جهان تعریف میکنه و میگه زنه بهم گفت معشوقه ک جهان اشکاشو پاک میکنه و میگه قوی باش تو مادر واقعی ایسو هستی و‌واین واقعیت رو نمیشه تغییردادو بغلش میکنه و پیشونیشو میبوسه.

درمدرسه اویکو هم باایسو رفتارسردی داردو بااینکه ازغزل بدش میاد میره سمت غزل و‌ایسو شوکه میشه.

نزاکت با کریمان میرن بیرون و چشمش میفته ب مغازه گوزل ک کریمان میگه واسه عروسمونه.

ایسو و گوزل توی رستورانی که سولماز کار میکنه قرار میذارن و مادراویکو هم هست ولی گوزل نمیدونه ک محل کار سولمازه و گارسون میاد و میگه میزی ک نشستین رزو شده یعنی تمام میزامون امروز رزو شده و دفعه بعد بیاین ک گوزل چشمش ب سولماز و مادراویکو میفته ایسو هم میاد و‌متوجه جریان میشه ولی نمیره و میشینه و سولماز ب گارسون میگه چرااینکارو میکنی ایسو دختر جهان گولپناره.

مادراویکو ب گوزل تیکه میندازه و میگه من فک میکردم این رستوران جای درست حسابی هاست ولی جای معشوقه هاس ک ایسو باهاش بحث میکنه

ایسو ب جهان میگه و جهان عصبی میشه.

بابای اویکو هم بامادراویکو بحث میکنه و میگه جهان ب گردن من حق داره

و مجبورش میکنه تاازگوزل معذرت خواهی کنه.

گوزل ک اخبارهم که گفت معشوقه جهانه عصبی میشه و باگریه وسایلاشو‌جمع میکنه تابره جهان اجازه نمیده ولی هرطورشده میره و ایسو گریه میکنه.

ازدعوای ایجاد شده دررستوران هم دلارا و راحمی باخبرمیشن و دلارا ازاین ابروریزی ناراحته ک اوزان میاد و میگه شرم کنید چراباابرو و غرور مردم بازی میکنید

کریمان ازاینکه نزاکت اومده خونشون ناراحته و میگه ایکاش لال میشدم و بهت نمیگفتم بیاخونمون و ازطرفی هم اوزجان فقط دستورمیده.

کریمان ب نزاکت میگه که اوزجان میخواست گوزل رو بکشه زنه فرار کرد جونشو نجات داد ک اوزجان میگه حرف این احمقو گوش نکن واوزجان قضیه جاندان رو تعریف میکنه و عکسشو نشون میده و میگه خیلی کاربلده.

جهان ایسو رو میخوادببره عمارت ولی ایسو نمیره و میگه من تنهانیستم داداش ازمی هست نگهباناهستن ک درخونه رو میزنن و میبینن پشت در مادراویکو و پدرش هستن ک مادراویکو معذرت خواهی میکنه و میرن.

گوزل میره خونه دریا و گوزل ازدریامیپرسه میگه خبرارو دیدی ک دریامیگه اره گوزل میگه من نابودشدم دیگه ب اون خونه برنمیگردم.

جهان شب پیش ایسو میمونه و ایسو بغل جهان میخوابه.

گوزل و دریاباهم مبل دست دوم میخرن و خونه رو مرتب میکنن.

غزل ریمل میزنه بره مدرسه ک دلارا بهش گیرمیده ی کم زیاد زدی و راحمی میگه مژه هات مث نیزه شدن میخوان چشامو دربیارن.

غزل ب همه دستور میده و همه عصبی هستن.

پایان-منبع پیج گوزل

 

خلاصه گوزل

گوزل بعد پیدا کردن خونه و‌چیدن وسایل بادریامیشینن و‌چایی میخورن ک ایسو ب گوزل زنگ میزنه و‌میپرسه خونه پیداکردی ک گوزل میگه نه پیدا نکردم

دریامیگه چرادروغ گفتی ک گوزل میگه چرابگم پیدا کردم اون تو عمارت بزرگ شده بیارمش اینجا ک دریا میگه ولی اون میخواد باتو زندگی کنه و ب عمارت برنمیگرده

سوئات ک نزدیکای خونه گوزله تابفهمه گوزل هنوزهم زندگی میکنه یانه ک ب راحمی زنگ میزنه و میگه نوه ات و باباش تو خونه زندگی میکنن ولی گوزل نیس

دلارا میگه گوزل الان داره ادای ادمای مغروررو درمیاره تاجهانو تحت تاثیرقراربده ک راحمی میگه ایندفعه منو متعجب کرد دیگه برنمیگرده

اوزان که کامپیوترش بهم ریخته از راحمی لب تابشو میخواد که برمیداره و متوجه فیلم جهان و اهو میشه و باتوجه ب تاریخ فیلم میفهمه که کار کار راحمی بوده و راحمی هم یادش میفته ک فیلمو پاک نکرده و ازعکس العمل اوزان میترسه و ب دلارا میگه

جهان و گوزل هم باهم قرار میذارن

راحمی میره اتاقش ک اوزان میگه چ میخوای واس تله ی جدیدت کامپیوترتو میخوای و راحمی انکارمیکنه و اوزان میگه من چ خانواده ای دارم رسوایی های ما از اخبار و روزنامه ها پاک نمیشه و لبت تابو برمیداره و‌میره پیش جهان...دلارا و راحمی هم میرن دنبالش ولی بهش نمیرسن

اوزان فیلمو ب جهان نشون میده و جهان عصبی میشه و اوزان میگه میدونستم ادم بی عرضه ایه ولی نمیدونستم اینکارو کنه اونم باهماهنگی مادرم.جهان میگه مادرت همه ی این کارارو واس من انجام میده و انجام خواهد داد ولی اون مادرته و بهت وابسته س تو نمیتوتی اونو اززندگیت پاک کنی اونم بابامه هرکاری کنه منم نمیتونم پاکش کنم

جاندان ب اوزجان میگه باتوجه ب اینکه جهان پولداره ولی با معشوقه ش رفت امدداره و ازطرفی بابای واقعیش چون پول نداره ولی باناموس خودش میچرخه و میخواد ی،زندگی خوب داشته باشه قاضی شاید ایسورو بده بهت ک اوزجان خوشحال میشه و باجاندان صمیمی میشه ک جاندان میگه صمیمی نشو و اوزجان میره

راحمی میره پیش جهان و‌میگه بخاطرصلاح تو کردم ک جهان میگه ی قصه ای هست ک چراغ علائدین وجود داره و ازش غول میاد بیرون و میگه مجازی سه تاارزو کنی من بودم اول ارزو میکردم خواهرم دنیززنده بود و پیشم بود دوم میرفتم ب دوران بچگی چون دلم واس مادرم خیلی تنگ شده سوم اینکه هم واس من و هم دنیز پدرواقعی بودی و واس مادرم ی شوهرخوب من بااینکه حدس میزدم کارشما باشه ولی گفتم نه جهان دیگه این کارو نمیکنن ولی تااینجاهم پیش رفتین افرین ک راحمی میگه همه کارارو من کردم دلارا تقصیری نداره

کریمان عارف رو مجبور میکنه تابراش ی موبایل بگیره و باهم میرن موبایل فروشی و کریمان گرون قیمت ترین گوشی رو میگیره و عارف بهش طریقه استفاده رو یاد میده

راحمی اشتباهات گذشته شو و اینکه چطور واس ی زن خونه خریده بود رو توضیح میده ک دلارا میگه جهان ازشما خیلی بهتره حداقل خونه اجاره میکنه نمیخره

گوزل ب جهان میگه که من دیگه ب شما بورک نمیفروشم چون بااین اتفاقاتی ک افتاده درست نیس

جهان میگه چ میشه مثلا؟تو ی چیزی درست میکنی منم ازت میخرم و‌میفروشم و سودشو میگیرم و این ایرادی نداره وگوزل هم قبول می کنه.

پایان-منبع پیج گوزل

با تشکر از خانم الهه


 

 


 

نویسنده: mozhgan shams - سه‌شنبه ٢٤ آذر ،۱۳٩٤

خلاصه قسمت ۶۶ سریال گوزل

بعد حادثه گوزل چیزیش نشده فقط ماشین افتاده روی پای غزل ک غزل داد میزنه مامان نجاتم بده.

ازمدرسه خبر میدن به دل ارا که غزل تقلب کرده و دلارا عصبی میشه راحمی میگه وقتی اسم غزل میاد باید خیلی بزرگتر فک کنی دلارامیگه یعنی چ که راحمی میگه قضیه اتش سوزی رو به دلارا میگه‌ دلارا اول باور نمیکنه ولی بعدا راحمی تمام اتفاقات ک بهم ربط داره رو واسه دلارا میگه و دلارا بدتر عصبی میشه.

ازطرفی چون خاک نرمه جرثقیل نمیتونه ماشین رو از گودی بیاره بیرون به همین دلیل لحظه ب لحظه حال غزل خراب میشه و گوزل کاری از دستش برنمیاد.

گوزل باموبایلش ب دلارازنگ میزنه دلارااول جواب نمیده ولی بعدا ب اصرارراحمی جواب میده و گوزل ازش میخواد کمک کنه و باخبری ک تو تلویزیون پخش شده دلارا باراحمی میرن.

دوستای غزل ب ایسو میگن ک غزل تقلب کرده.

دلارا و راحمی میرن محل حادثه و بهشون میگن غزل زیرماشینه و خون ب قسمت پایین پاهاش نمیرسه.

انگین هم خسارت ماشینشو میخواد ک اوزجان میگه من پرداخت میکنم.

عارف و‌کریمان تو خونه هستن و دارن ازخسارت حرف میزنن ک اوزجان میاد باعارف دعواش میشه ولی اون لحظه تو اخبارتصادف رو نشون میدن و کریمان و اوزجان میرن.

دلارا و راحمی ازاومدنشون راضی نیستن و اوزجان میخواد بره پایین ک پلیسا نمیذارن و کریمان باخبرنگارا حرف میزنه و میگه ماادمای چشم و دل سیری هستیم و قضیه قاطی شدن بچه هارو میگه ک راحمی عصبی میشه و میره ب کریمان پول میده و میگه برو همه نگرانن و‌گوزل درحال دلداری دادن ب غزله..

راحمی ب اوزان زنگ میزنه و جریان رو میگه و‌میگه ک برو پیش ایسو نذار جریانو بفهمه.

اوزان ب ایسو زنگ میزنه ک درساتو بخون تامن بیام و باهم باشیم.

وقتی جرثقیل حرکت میکنه ب علت نرمی خاک ماشین بیشترفشارمیاره و غزل بیشتر درد میکشه.

سینان یکی ازدوستای جهان میاد و میگه که ب گوزل زنگ بزنیم و اون بهمون بگه که در چ حالی هستن و‌گوزل شرایط رو میگه و میگن که به علت کبودی پای غزل شاید مجبور بشیم پاشو قطع کنیم و گوزل باشنیدن این مسئله تمام سعیشو میکنه و ماشینو ب زور میده بالا پای غزل درمیاد.

دریا ک ازاخبارمیشنوه ناراحت و نگران میشه و میره خونه گوزل و به ایسو میگه گوزلو غزل رو میبرن بیمارستان و جهان میفهمه و‌میاد میره پیش گوزل و بغلش میکنه و دلارا از این صحنه ناراحت میشه. دکتر میگه ک حال غزل خوبه.

اذرخش به جانان میگه که تو بخاطر دعوات با دلارا جهانو عصبی میکنی میدونی که جهان ایسو رو دوسش داره پس اذیتش نکن ک جانان میگه من باجهان مشکل ندارم مشکل من دلاراس.

اذرخش میگه جانان مااین قضیه رو میبریم.

پایان-منبع پیج گوزل

 


 

نویسنده: mozhgan shams - شنبه ٢۱ آذر ،۱۳٩٤

قسمت ۶۴ سریال گوزل

ﺟﺎﻧﺪﺍﻥ ﺏ ﺍﻭﺯﺟﺎﻥ ﻣﯿﮕﻪ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﺏ ﺍﯾﺴﻮﺩﺍﺩﻩ ﺭﻭ ﺑﻬﺶ ﺑﺪﯼ ﺍﮔﻪ ﯾﻪ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺑﺎﺑﺎﯼ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﻮﺩﯼ ﯾﻪ ﮐﺎﺭﯾﺶ ﻣﯿﺸﺪﮐﺮﺩ ﺍﻣﺎ ﻣﺎﺷﺎﻟﻠﻪ ﯾﻪ

ﻣﺘﺮﺑﺮﮔﻪ ﺳﺎﺑﻘﻪ ﺩﺍﺭﯼ ﺍﻣﺎﻧﮕﺮﺍﻥ ﻧﺒﺎﺵ ﺣﻠﺶ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ.

ﺍﻭﺯﺟﺎﻥ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺏ ﺟﺎﻧﺪﺍﻥ ﺩﺳﺖ ﺑﺰﻧﻪ ﮎ ﺟﺎﻧﺪﺍﻥ ﻣﯿﮕﻪ ﻫﯿﭻ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺍﯼ ﺑﯿﻦ ﻣﺎﻧﯿﺴﺖ ﻓﻘﻂ ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺘﺎ ﺑﺎﻫﻢ ﻣﯿﭙﺮﯾﻢ ﻫﻤﯿﻦ ﻭ ﺍﻭﺯﺟﺎﻧﻢ ﻋﺼﺒﯽ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﻣﯿﮕﻪ

ﺧﺪﺍﻟﻌﻨﺘﻢ ﮐﻨﻪ ﮎ ﺍﺩﻣﺎﯾﯽ ﻣﺚ ﺷﻤﺎﺭﻭ ﺍﺩﻡ ﺣﺴﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﻭ ﻣﯿﺮﻩ.

ﮐﺮﯾﻤﺎﻥ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﺭﺍﯾﺸﮕﺎﻩ ﮎ ﻋﺎﺭﻑ ﻣﯿﺎﺩﻭ ﮐﺮﯾﻤﺎﻥ ﻣﯿﮕﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﻡ ﭘﻮﻝ ﺑﯿﺎﺭﯼ ﭼﯿﺸﺪ ﮎ ﻋﺎﺭﻑ ﻣﯿﮕﻪ ﺧﻮﺍﻫﺮﻡ ﺑﯿﻤﺎﺭﺳﺘﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﻧﺘﻮﻧﺴﺘﻢ ﺑﻌﺪ ﻋﺎﺭﻑ ﭘﻮﻝ ﺩﺭﻣﯿﺎﺭﻩ ﻭﻣﯿﺪﻩ.

ﺍﻭﺯﺟﺎﻥ ﺏ ﺍﻧﮕﯿﻦ ﻣﯿﮕﻪ ﻣﺎ ﺏ ﭼﺸﻢ ﺍﯾﻦ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﻫﺎ ﺍﺩﻡ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ ﻣﺎﺑﺎﺯﯾﭽﻪ ﺍﯾﻢ ﮎ ﺍﻧﮕﯿﻦ ﻣﯿﮕﻪ ﺟﺎﻧﺪﺍﻥ ﭘﻮﻟﺪﺍﺭﻩ ﻭﮐﯿﻞ ﻣﻌﺮﻭﻓیه ﺑﻌﺪ ﯾﻪ ﺗﻌﻤﯿﺮﮐﺎﺭﻭ ﺑﻨﺪﺍﺯﻩ ﮐﻨﺎﺭﺧﻮﺩﺵ ﺑﺮﻩ ﺗﻮ ﺍﺟﺘﻤﺎﻉ ﮎ ﺍﻭﺯﺟﺎﻥ ﻋﺼﺒﯽ ﻣﯿﺸﻪ.

ﮔﻮﺯﻝ ﻣﯿﺮﻩ ﭘﯿﺶ ﺟﻬﺎﻥ ﻭ ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻪ ﺑﺮﻭ ﺗﻮ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﺳﻢ ﺧﻮﺩﺵ ﻭﺍﺭﺩ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﻣﯿﺒﯿﻨﻪ ﻓﯿﻠﻢ ﺑﯽ ﮔﻨﺎﻫﯿﺶ ﺛﺎﺑﺖ ﺷﺪﻩ ..

ﻣﻮﮔﻪ ﻓﯿﻠﻢ ﺑﯿﮕﻨﺎﻫﯽ ﺟﻬﺎﻥ ﺭﻭ ﺍﺯﻟﺐ ﺗﺎﺏ ﻏﺰﻝ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺗﻮ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﻭ ﺟﻬﺎﻥ

ﺑﺎﺩﯾﺪﻧﺶ ﮐﻤﯽ ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﻣﯿﮕﻪ ﺑﺨﺎﻃﺮﭘﻮﻝ ﺍﯾﻨﮑﺎﺭﺍﺭﻭ ﻣﯿﮑﻨﻦ.

ﻣﻮﮔﻪ ﺑﺎ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﻭ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺑﺎﺯﺩﯾﺪ ﮐﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﻫﺮﻟﺤﻈﻪ ﺯﯾﺎﺩ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﻣﻮﮔﻪ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻪ.

ﮔﻮﺯﻝ ﺏ ﺟﻬﺎﻥ ﻣﯿﮕﻪ ﻣﻦ ﺑﺎ ﻗﻠﺒﻢ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﺮﺩﻡ ﮎ ﺩﺭﻭﻍ ﻧﮕﻔﺘﯽ ﮎ ﺟﻬﺎﻥ ﻣﯿﮕﻪ ﺩﺭﻭﻍ ﻧﮕﻔﺘﻢ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﻭ ﺑﻬﺖ ﺣﻖ ﻣﯿﺪﻡ ﭼﻮﻥ ﺷﻮﻫﺮﯼ ﻣﺚ ﺍﻭﺯﺟﺎﻥ ﺩﺍﺷﺘﯽ ﻭ ﺟﻬﺎﻥ ﺍﺯﺯﻧﺪﮔﯽ ﻗﺸﻨﮕﯽ ﺍﯼ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﺑﺎﻫﻢ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻦ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﻭ ﻫﻤﻮ ﺑﻐﻞ ﻣﯿﮑﻨﻦ.

ﻋﺎﺭﻑ ﺑﺎ ﮐﺮﯾﻤﺎﻥ ﻣﯿﺨﻮﺭﻩ ﮎ ﺍﻭﺯﺟﺎﻥ ﭘﺮﺗﺶ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ.

ﺍﻫﻮ ﺩﺍﺭﻩ ﻭﺳﺎﯾﻼﺷﻮ ﺟﻤﻊ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺗﺎﻓﺮﺍﺭ ﮐﻨﻪ ﺭﺍﺣﻤﯽ ﻓﮏ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﺍﻫﻮ ﻓﯿﻠﻤﻮ ﺗﻮ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﮎ ﺍﻫﻮ ﻣﯿﮕﻪ ﻣﻦ ﺍﻭﻧﻘﺪﺭ ﺍﺣﻤﻘﻢ ﮎ ﺧﻮﺩﻣﻮ ﺗﻮ ﺍﺗﯿﺶ ﺑﻨﺪﺍﺯﻡ ﻣﻦ ﺍﺯﺧﻮﺩﻡ ﺑﺪﻡ

ﺍﻭﻣﺪﻩ ﮎ ﺑﺎﺗﻮ ﻫﻤﮑﺎﺭﯼ ﮐﺮﺩﻡ ﮎ ﺭﺍﺣﻤﯽ ﻣﯿﮕﻪ ﻣﻦ ﮔﻮﻝ ﺍﻭﻥ ﻧﻘﺶ ﻫﺎﯼ،ﺍﺣﻤﻘﺎﻧﻪ ﺕ ﺭﻭ ﻧﻤﯿﺨﻮﺭﻡ.

ﮔﻮزل ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻪ ﮎ ﺩﺭﯾﺎ ﻣﯿﮕﻪ ﺍﻭﻧﻬﻤﻪ ﺯﺑﻮﻥ ﺭﯾﺨﺘﯿﻢ ﻧﺘﻮﻧﺴﺘﯿﻢ ﻗﺎﻧﻌﺖ ﮐﻨﯿﻢ ﺧﺐ ﭼﯿﺸﺪﻩ ﮎ ﮔﻮﺯﻝ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺭﻭ

ﻣﯿﮕﻪ ﻭ ﻫﻤﻪ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﻣﯿﺸﻦ.

ﺩﻻﺭﺍ ﺏ ﺭﺍﺣﻤﯽ ﻣﯿﮕﻪ ﺧﺐ ﻓﯿﻠﻤﻮ ﮐﯽ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﻟﺐ ﺗﺎﺏ ﺷﻤﺎ ﮐﻪ ﺩﺯﺩﯾﺪﻩ ﻧﺸﺪﻩ ﻓﻘﻂ ﻭﺍﺱ ﻏﺰﻝ ﺭﻭ ﺑﺮﺩﻥ ﺍﻭﻧﻢ ﮎ ﭼﯿﺰﯼ ﺗﻮﺵ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﮎ ﺭﺍﺣﻤﯽ ﻣﯿﺮﻩ ﺗﻮ ﻓﮑﺮ.

ﺭﺍﺣﻤﯽ ﻣﯿﺮﻩ ﺳﺮﺍﻍ ﻏﺰﻝ ﻭ ﻣﯿﭙﺮﺳﻪ ﺗﻮ ﻓﯿﻠﻤﻮ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ ﺗﻮ ﺍﯾﻨﺘﺮﻧﺖ ﮎ ﻏﺰﻝ ﻣﯿﮕﻪ ﻧﻪ.

ﮐﺮﯾﻤﺎﻥ ﻫﻢ ﺑﺎ ﻭﮐﯿﻠﯽ ﺩﺍﺭﻩ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﺭﺍﺟﻊ ﺏ ﭘﺲ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺍﯾﺴﻮ ﻭ ﺧﺴﺎﺭﺕ.

ﺟﻬﺎﻥ ﻭﮔﻮﺯﻝ ﺑﺎﻫﻢ ﻣﯿﺮﻥ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻭ ﮔﻮﺯﻝ ﺍﺯﺧﺎﻃﺮﺍﺗﺶ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﮎ ﺟﻬﺎﻥ ﺻﻮﺭﺕ ﮔﻮﺯﻟﻮ ﻣﯿﮕﯿﺮﻩ ﻭ ﻣﯿﮕﻪ ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﮔﺮﯾﻪ ﻧﮑﻦ ﻋﺰﯾﺰﺩﻟﻢ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﺍﺯﺍﯾﻦ ﺏ ﺑﻌﺪ ﺑﺨﻨﺪ.

ﮔﻮﺯﻝ ﺍﺯﺟﻬﺎﻥ ﻣﯿﭙﺮﺳﻪ ﮎ ﮐﺎﺭ ﺩﻻﺭﺍ ﺑﻮﺩﻩ ﮎ ﺟﻬﺎﻥ ﻣﯿﮕﻪ ﺷﮏ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﻣﺎ ﻓﮑﺮﻧﮑﻨﻢ ﭼﻮﻥ ﻗﺴﻢ ﺧﻮﺭﺩ ﺏ ﺟﻮﻥ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ، ﺣﺎﻻ ﮎ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪ ﺑﯿﺨﯿﺎﻝ.

ﺟﻬﺎﻥ ﺑﺎ ﮔﻮﺯﻝ ﻋﺎﺷﻘﻮﻧﻪ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﻭ ﻣﯿﮕﻪ ﻫﻤﺶ ﻣﯿﮕﺬﺭه ﻧﺎﺭﺍﺣﺖ ﻧﺒﺎﺵ ﻓﻘﻂ ﺑﺨﻨﺪ.

ﺟﺎﻧﺪﺍﻥ ﺏ ﺍﻭﺯﺟﺎﻥ ﺯﻧﮓ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﻭﻣﯿﮕﻪ ﮐﻪ ﺍﻭﻥ ﮐﺘﯽ ﮎ ﺍﻭﻥ ﺭﻭﺯ ﭘﻮﺷﯿﺪﻩ ﺑﻮﺩﯼ ﺭﻭ ﺍﻣﺸﺐ ﺑﭙﻮﺵ.

ﺟﻬﺎﻥ ﻭ ﺍﻭﺯﺍﻥ ﻫﻢ ﻣﯿﺮﻥ ﺧﻮﻧﻪ ﮔﻮﺯﻝ ﺷﺎﻡ.

پایان-منبع پیج گوزل

قسمت 65

جهان و اوزان دارن از دزدی موگه حرف میزنن ک جهان میگه ایکاش بهش دروغ نمیگفتی میگفتی ک پسرجهان گورپیناری و میخنده ک اوزان میگه نخند فک میکنم احمقم و میگه من بخاطر ایسو اومدم اینجا وگرنه خودتم میدونی نمیومدم ک جهان میگه تو بالغی تصمیم باخودته اگ میای بیا اگ ک نه برگرد باتاکسی برو که اوزان باجهان میرن داخل و گوزل و ایسو ازشون به خوبی استقبال میکنن

دلارا و راحمی هم تنهایی باهم درحال غذا خوردن هستن ک راحمی میپرسه اوزان کجاست ک دلارامیگه بیرونه کی میتونه خونه نگهش داره راحمی میگه خوبه بره بیرون تا همه چ ازذهنش بگذره ک دلارا میگه اره بگذره ی دزد دیگه رو بیاره خونه ک راحمی میگه اینطوری نگو جوونه

یکی از طلبکارای راحمی زنگ میزنه و میگه ک کارهای بدهیت افتاده عقب و راحمی ناراحت میشه

همه توخونه گوزل درحال حرف زدن هستن و‌باهم قرار میذارن ک تابستون برن مسافرت و گوزل هم قبول میکنه باهاشون بره

جهان از اوزان تشکر میکنه و‌میگه ممنونم بخاطر نیت خوب ودرکت ک اوزان میگه دراصل من ازت ممنونم فقط مامان نشنوه ک اومدیم جهان میگه مگه نگفتی دروغ بده ک اوزان میگه مصلحیتیه ک جهان میگه باشه فقط ایندفعه

جاندان و اوزکان باهم میرن رستوران و اوزان قیمت غذاهارو میبینه و حالش خراب میشه

توخونه گوزل ایسو ب اوزان میگه ک دلارا رفته پیش گوزل و چرت وپرت گفته ک گوزل میگه ایسو چ میکنی اگ منظورت اینه ک من ب بابات شک کردم و باور کردم اره ولی بعد فهمیدم اشتباه کردم من باباور این دروغ درحق بابات ناحقی کردم ک جهان عصبی میشه و ب ایسو میگه من این موضوع رو بستم دیگه ادامه ش نده

راحمی با رفیقش داره درمورد بدهیش حرف میزنه ک دلارامیاد و میفهمه بدهی داره و‌میگه من پرداخت میکنم ک راحمی میگه وقتی پسرم هست عروسم میخواد کمکم کنه ک دلارامیره و براش چک میاره و‌میده بهش

اوزان میاد و دلاراازش میپرسه کجابودی چیشده ک اوزان حرفی نمیزنه و میره اتاقش

جاندان ب اوزجان میگه که دعوای سرپرستی ایسو زیاد طول میکشه ممکنه قاضی باز تست دی ان ای بخوادوضعیت اقتصادی هم باید ثبت بشه یعنی برگه بیمه و حقوق لازمه ک اوزجان میگه ندارم و‌جاندان میفهمه اصلا بیمه نداره و اوزجان فقط واس اینکه وقتش بگذره میره تعمیرگاه ک جاندان میگه باید این موضوع رو حل کنیم

جهان واس ایسو ی اسب گرفته و ایسو خیلی خوشحال میشه و اسمشو میذاره کارامل و باهاش میره بازی کنه وک اوزجان میاد و تشویقش میکنه ولی ایسو نمیبینتش و‌جهان میبینه و عصبی میشه و باهم ی کم بحث میکنن ک اوزجان ازجیبش ی برگه ای درمیاره و ب جهان نشون میده و میگه ازت شکایت کردم ایسورو ازت مییرم و میره

و جهان بادیدن برگه دیوونه میشه

جاندان هم میره پیش دلارا و میگه ک ایسو رو ازت میگیریم و دلاراهم دیوونه میشه

گوزل میره پیش جهان و ایسو ک میبینه جهان حالش خوب نیست ناراحته ک وازش میپرسه چیزی شده ک جهان میگه بعدا میگم

دوباره ازطرف اوزجان دوتااراذل میان و مزاحم میشن ولی گوزل نیست و دریا و دوستش با چاقو و تهدیداینکه ب پلیس زنگ میزنن بیرونشون میکنن جهان همه چیو ب گوزل میگه و میگه نمیدونم بااین ادم چ کنم ادم نمیشه این ادم منو تو دردسرمیندازه

دوتااراذل میرن پیش اوزجان و میگن ک نتونستیم پول رو از گوزل بگیریم ک اوزان میگه نتونستید ازپس سه تازن بربیاید ک میگن خیلی سرسخت هستن یکیشون چاقو کشید و اوزان میگه درست میشه جهان و دلارا درحال بحث کردن هستن سر ایسو رو با دل ارا بحث میکنه دلارا ب جهان میگه که جاندان بااوزجان میچرخه ک جهان میگه دنیااز کنترل خارج شده جاندان و اوزجان باهم میپرن و بعد میگه ببین دلارا همه کارای کثیفی ک کردی برگشت ب خودت تو بودی ک اوزجانو ازاد کردی ک دلارامیگه همش من مقصرم من فقط اشناشون کردمرانباید خودش حدشو بدونه ک جهان میگه ب من چه حرف حرف ایسو باشه دنیارو روسرتون خراب میکنم

گوزل میره پیش اوزجان و داد و بیدا میکنه و میزنه شیشه ماشین مشتری انگین رو میشکنه و‌میگه دست ازسرمون بردار

جاندان میره پیش جهان و جهان میگه چطور میخوای ایسویی ک تو دستات بزرگ شده رو بدی ب دست اوزجان دیوونه ک جاندان میگه اون باباشه حق داره ک جهان میگه حق نداره عدالت این نیست که ایسوی من نام خانوادگی اون دیوونه رو ک هزارتاجرم کرده رو باخودش داشته باشه ک جاندان میگه ازمن چ میخوای ک جهان میگه یک ازاین دعوا انصراف بدی دو وکیل اوزجان نشی سه به پای من نپیچ

انگین هم بخاطراینکه شیشه ماشین مشتریش شکسته بااوزجان دعوا میکنه و میگه هیچکسو دوست نداشته باش چون فقط ضرر میزنی

دلارا میره پیش الپر و میکه این خونه رو ازت بخرم واس مهمون چند میفروشی که الپرمیگه لطفا مسخره بازی درنیار من داداشتم ک دلارامیگه تو داداشم نیستی تو پسرغیرمشروع بابامی ک الپرمیگه ی مقدار پول بهم بده ک بدهی هاموبدم منم سند خونه رو میرنم ب نام تو ک دلارا میخنده و دراخرمیگه تو نقشه داری برای بار دوم خونه رو بهم بفروشی و بعد توش زندگی کنی؟من اصلا دلم برات نمیسوزه و‌میره جهان میره المان و از گوزل و ایسو خدافظی میکنه گوزل واسه دریا خوابشو تعریف میکنه ک نو خوابش دیده واس غزل اتفاق بدی افتادهغزل تو کلاس سرامتحان تقلب میکنه و معلم مچشو میگیره گوزل میره مدرسه پیش غزل و باهم میرن تاحرف بزنن که ماشین چپ میکنه

منبع پیج گوزل

جهان میره سراغ گوزل و میگه چندروزه ازم رو برمیگردونی دریا همه چیو ب من گفت گوزل اون زنه داشت صدامو ضبط میکرد بخاطرهمون اونجوری بامن حرف زد من نباید زنگ میزدم ولی گوزل ب حرفاش اهمیتی نمیده و دراخرجهان میگه گوزل فک نمیکردم اینجوری باشی دوست داشتن واس من این معنی رو میده ک تسلیم طرف مقابلت باشی اونو باور کنی بهش اعتماد کنی ولی تو ب من اعتماد نداری باورم نداری باشه و جهان ناراحت میره.

راحمی و اوزان میرن محل کارموگه و رئیسش میگه ک موگه امروز سرکارنیومده و موبایلش خاموشه و ادرسو از رئیسش میگیرن و میرن دنبالش ولی میفهمن ک اون اصلا خونه ش نیست و انبار داروئه .

جهان میره خونه و ازدلارا میپرسه ک تو هم تو این موضوع دست داشتی و قسم ب جون بچه ها بخورکه تو تو این کار دست نداری دلارا میگه به جون بچه ها من حتی زنه رو نمیشناسم حتی قیافش هم ندیدم به جون بچه هاقسم میخورم من نکردم بعد با گریه به جهان میگه من حالا هم خیلی دوستت دارم باشه اگه دوست داشتنت جرمه من مجرم ولی لطفا منو درک کن ولی جهان میگه دلارا نوزده سال زنم بودی ولی اینو بدون هیچی بینمون نمونده توهم منو درک کن و بعد میره.

غزل امینه رو ب اسم امینه صدا میزنه ک دلاراعصبی میشه و میگه ماتاالان امینه صداش نزدیم تو هم یاد بگیر.

روز بعد همه سرمیزصبحانه نشستن ک تو تمام سایت ها فیلم جهان پخش میشه و بیگناه بودنش ثابت میشه دلاراو راحمی کلی تعجب میکنن و ایسو ب گوزل نشون میده و گوزل از رفتارش پشیمون میشه.

پایان

با تشکر از الهه عزیز



 


 

نویسنده: mozhgan shams - شنبه ٢۱ آذر ،۱۳٩٤

قسمت 63

جهان میره سراغ گوزل و میگه چندروزه ازم رو برمیگردونی دریا همه چیو ب من گفت گوزل اون زنه داشت صدامو ضبط میکرد بخاطرهمون اونجوری بامن حرف زد من نباید زنگ میزدم ولی گوزل ب حرفاش اهمیتی نمیده و دراخرجهان میگه گوزل فک نمیکردم اینجوری باشی دوست داشتن واس من این معنی رو میده ک تسلیم طرف مقابلت باشی اونو باور کنی بهش اعتماد کنی ولی تو ب من اعتماد نداری باورم نداری باشه و جهان ناراحت میره

راحمی و اوزان میرن محل کارموگه و رئیسش میگه ک موگه امروز سرکارنیومده و موبایلش خاموشه و ادرسو از رئیسش میگیرن و میرن دنبالش ولی میفهمن ک اون اصلا خونه ش نیست و انبار داروئه

جهان میره خونه و ازدلارا میپرسه ک تو هم تو این موضوع دست داشتی و قسم ب جون بچه ها بخورکه تو تو این کار دست نداری دلارا میگه به جون بچه ها من حتی زنه رو نمیشناسم حتی قیافش هم ندیدم به جون بچه هاقسم میخورم من نکردم بعد با گریه جهان من حالا هم خیلی دوستت دارم باشه اگه دوست داشتنت جرمه من مجرم ولی لطفا منو درک کن ولی جهان میگه دلارا نوزده سال زنم بودی ولی اینو بدون هیچی بینمون نمونده توهم منو درک کن و بعد میره

غزل امینه رو ب اسم امینه صدا میزنه ک دلاراعصبی میشه و میگه ماتاالان امینه صداش نزدیم تو هم یاد بگیر

روز بعد همه سرمیزصبحانه نشستن ک تو تمام سایت ها فیلم جهان پخش میشه و بیگناه بودنش ثابت میشه دلاراو راحمی کلی تعجب میکنن و ایسو ب گوزل نشون میده و گوزل ازرفتارش پشیمون میشه

موگه بعد دزدیدن ازخونه فرارمیکنه صبح روزبعد راحمی میاد و متوجه دزدی میشه اوزانو بلند میکنه و همه چیو بهش میگه و اوزان نامه رو میخونه و متوجه میشه که کیف پولش و موبایلش نیس راحمی میگه رسما دزد اوردی خونهذو مسخرت کرده پلیسا میان و ازراحمی لیست وسایل دزدیده شده رو میخوان و راحمی میگه ک کار موگه س جهان میره پیش ایسو و بهش میگه ک خوشحالم تونستی قضیه امبرو فراموش کنی تو باید مسابقه بدی و مدل برنده شی‌

اوزان که عصبیه پلیس چنتا ازش سوال میپرسه و راحمی بهش میگه نگران نباش پیداش میکنیم

جهان باایسو درحال حرف زدنه و‌میگه که من ازهمه انتظار داشتم هرکاری کنه هرچی بگه اماتو بدون شرط و شروط منو باورکنی ولی اینکارو نکردی و گفتی ک بهت دروغ میگم ایسو ابراز پشیمونی میکنه و میگه ببخشید بابا یک ثانیه هم نباید بهت شک میکردم معذرت میخوام راحمی ب جهان زنگ میزنه و میگه که دزد خونه رو زده و جهان میره دلاراباغزل هم میاد و متوجه میشه ک جواهراتش نیس ک میکه پس امینه کجا بود ک راحمی میگه همه چیو برات تعریف میکنم و‌میگه بهشون مرخصی داده ومیگه ک دزد دوست دختراوزان بوده و دلاراحسابی شاکی میشه

دوتا اراذل که ازطرف اوزجان بودن میرن مغاره و چنتاازوسایل هارو میشکنن ولی گوزل بادسته طی ک میزاره رو گلوشون میندازتشون بیرون جهان میاد و دلارا براش همه چیو تعریف میکنه جهان میخنده و میگه کارو ببین دلارا میگه واسه چ‌میخندی پسرمون ی دختره احمق رو اورده تو خونمون جهان میگه اون احمق نیست اتفاقا خیلی هم عاقله چون تونسته وسایل های خونه ب این بزرگی رو بدزده و دلارا میپرسه نمیخوای اوزانو تنبیه کنی ک جهان میگه نه چون مقصربابامه ک سرخود ب همه مرخصی میده دلارا ی کم ب قضیه خوب نگاه کن خداروشکرپسرمون سالمه اگ دختره ی چاقویی چیزی داشت پسرمونو میکشت و دزدی میکرد چی ک راحمی میگه حرف حق جواب نداره

جهان اوزانو صدامیزنه و نصیحتش میکنه ولی اوزان ناراحته و ازجهان معذرت خواهی میکنه جهان میگه اولین عشقت بود ولی عبرت بگیر اوزان میگه بابای فوق العاده ای هستی ک دلارا میگه ی بابای فوق العاده ک عکساش با معشوقه ش تو هتلش پخش شده جهان عصبی میشه میگه چی گفتی اوزان میگه متوجه هستی چ داری میگی خودتم میدونی توطئه هستش دلارا میگه عکسای من نیست عکسای ی نفر دیگه س اوزان میگه همش توطئه س ک دلارا میگه جهان چطور بچه رو قانع کردی ک میگه توطئه و فلانه

جهان ب اوزان میگه اولین عشقت بود و اولین تجربه ت تلخ شد ولی بعدا باهم قهقه میزنیم نگران نباش

اهو خونه رو خالی کرده و جهان ب اذرخش میگه و راحمی و اوزان هم میرن دنبال موگه

منبع پیج گوزل

با تشکر از الهه عزیز

 

 


 

نویسنده: mozhgan shams - شنبه ٢۱ آذر ،۱۳٩٤

 


 

نویسنده: mozhgan shams - شنبه ٢۱ آذر ،۱۳٩٤

با تشکر از خانم نسترن


ادامه مطلب ...

 


 

نویسنده: mozhgan shams - پنجشنبه ۱٩ آذر ،۱۳٩٤

با تشکر از خانم الهه


ادامه مطلب ...

 


 

نویسنده: mozhgan shams - پنجشنبه ۱٩ آذر ،۱۳٩٤

خلاصه قسمت 60 گوزل

دلارا ب راحمی میگه ایکاش ب منم میگفتین که قراره این کارو کنین

جاندان ماشینشو میبره تعمیرگاهی ک اوزجان توش کارمیکنه اوزجان میگه مشکلی واسه دلارا خانم پیش اومده ک جاندان میگه نه ی صدایی از ماشینم میاد میخوام درستش کنی و بعد اینکه درست شد میخوام ماشینو بیاری و اوزجان قبول میکنه و سوئیچ رو میده ب اوزجان

اذرخش ب جهان میگه سوءظن رو خوب درک میکنم من هم ب جاندان شک داشتم ک ازش جدا شدم فک میکردم بهم خیانت میکنه جهان میگه حالا واقعا خیانت میکرد اذرخش میگه که راستش دنبالشو نگرفتم نخواستم بدونم لابد واسه اینکه نمیتونستم واقعیت هارو تحمل کنم نمیتونم احساس اون روزهامو تحمیل کنم جهان

اوزان باعصبانیت روزنامه رو برمیداره و میره پیش جهان تو شرکت و داد میزنه این چ ابروریزی ای ک کردی متوجهی چقد کوچیک شدی جهان میگه اینارو باور میکنی اوران میگه من چیزی ک دیدمو باور میکنم کم مونده همو ببوسین بابا جهان میگه تو فک میکنی من همچین کاری میکنم من باباتم منو نمیشناسی این توطئه هست ب این فک کن ک اگ برملا بشه چطور میخوای توصورت من نگاه کنی اوزان هم میگه پس ثابت کن ک توطئه هست اینکه من تو صورتت نگاه کنم یانکنم مهم نیست

ایسو دوستاشو برده خونشون و گوزل براشون غذا میاره و شیدا هم کلی از گورل تعریف میکنه

دوستاش از خبرجهان تو روزنامه ها حرف میزنن ک گوزل میگه منو ایسو حرف زدیم اون باباشو باور دارهذو مااین موضوع رو بین خودمون حل کردیم

راحمی تو سالن نشسته و درحال نگاه کردن عکسای جهان و الو هست که یهو غزل وارد میشه راحمی میگه چراسرتو میندازی پایین میای تو شاید کاری دارم نمیخوام تو بفهمی چیه غزل اینجاسالنه اینجاهم باید در بزنم درضمن اگ کاری داری برواتاقت راحمی عصبی میشه و میگه بی تربیت پدربزرگت روبروته درست حرف بزن بامن حد خودتو بابد بدونی

اوزجان درحال تیپ زدنه ک ماشینو ببره و کریمان هم سر به سرش میذاره

جهان خیلی پریشونه و داره با گوزل حرف میزنه میگه نمیدونم این نقشه مال زنه س یا کسی دیگه وقتی فک میکنم دیوونه میشم گوزل ک گوزل میگه بیخیال ناراحت نباش کسایی ک باید واقعیت رو بدونن میدونن من میدونم ایسو میدونه

کریمان و عارف هم رفتن باهم دارن غذامیخورن ک عارف میگه اصلا عوض نشدی هنوز هم بازیبایی قبلی مقابلمی ک کریمان میگه خالی نبند دیگه زیبایی برام نمونده و ی کم حرف میزنن

اوزجان ماشینو میبره و وارد خونه میشه و میگه جاندان خانم ماشینتون درست شده میتونین امتحان کنین ک جاندان ب خدمتکارش میگه میتونی بری خونتون و بااوزجان میشینه و حرف میزنه و جاندان براش مشروب میریزه و باهم میخورن جاندان خیلی خودمونی باهاش حرف میزن

میپرسه دستت خوب شد که اوزجان میگه اره چیزی نیست و شبو باهم میخوابن

روزبعد دلارا میره خونه جاندان ک اوزجانو میبینه و باجاندان دعواش میشه و میره

راحمی ب الو زنگ میزنه میکه عحب اتیش پاره ای هستی عکسا حرف ندارن اگ منم واقعیت رو‌نمیدونستم باور میکردم فقط جهان نفهمه تودست داشتی تو این کار ک الو میگه ب هوش من توهین نکن من خیلی زرنگم ک درهمین حین اذرخش میاد و الو میگه منم میخواستم الان ب جهان زنگ مبزنم ک اذرخش میگه لابد میخواستین این ابروریزی رو توضیح بدین ک جاندان میکه چرا من؟قربانی اصلی این ماجرا منم ازاون موقعی ک این خبرپخش شده قراردادم با سه تا شرکت کنسل شدپس این خبرازهتل جهان پخش شده و باید ازطرف هتل بهم خسارت بدن ک اذرخش میگه پس خسارت میخواین ک الو میگه اره اذرخش زنگ میزنه ب جهان و میگه ک زنه خسارت میخواد جهان عصبی میشه و میگه باج میخواد ب هدفش رسید بگو بره دادگاه اگ کشش بده منم کش میدم اذرخش هم میگه منم همینو میخواستم بشنوم

اذرخش ب الو میگه جهان خسارتو میده ولی مقدارشو دادگاه تعیین میکنه ازهتل شکایت کنین گرچه قربانی دوم صاحب هتله و ی چیزی اسم شما تولیست اسم مهمون های هتل نیس الو خانم شما نقشه کشیدین ک الو مبگه این منم ک اسیب دیدم ولی باشه من خسارت نمیخوام اسمم لکه دارشده اینو چطور حل کنیم ک اذرخش میگه ی راه حل هست شما توبرنامه تلویزیونی اعلام میکنید همه چی دروغ بوده

دلارا باعصبانیت میره خونه و همه چیو ب راحمی میگه ک راحمی هم عصبی میشه

الو ب راحمی زنگ میزنه تا همه چیو به راحمی بگه و راحمی هم میره

اوزجان ازاینکه تونسته دلارا رو ناراحت کنه خوشحاله

الو ب راحمی میگه جهان میفته دنبالم و ازم شکایت میکنه من کلافه میشم اما اگ بخوای میرم تلویزیون و میگم چیزی بین ما نیست ک راحمی میگه نه چقد پول میخوای ک بگی بینتون چیزی بوده ک الو میگه دوبرابر اولی چون من میخوام با شکایت و وکیل سرو کله بزنم او میکشی کنارک راحمی قبول میکنه

دوست دختر اوزان ی دفعه ازاتوبوس دم درخونه اوزان پیاده میشه ک اوزان هل میکنه و میگه بختیار داییمه اومدم بهش سربزنم

راحمی هم ب دلارا همه چیو میگه و میگه نگران نباش قیافه گوزل دیدن داره

جهان ب گوزل میگه ک نگران نباش شب الو همه چیو تو تلویزیون میکه و واقعیت

معلوم میشه

جاندان میره خونه دلارا و دلارا سرش ی کم دادو بیداد میکنه و میگه ک من دوستی مث تو ندارم و جاندان میگه الان جهانو درک میکنم ک چرامیخواد ازت طلاق بگیره

برنامه شروع میشه و گوزل و همه میشینن پای تلویزیون

منبع پیج گوزل

 

 


 

نویسنده: mozhgan shams - سه‌شنبه ۱٧ آذر ،۱۳٩٤

با تشکر از الهه خانم

 


 

نویسنده: mozhgan shams - پنجشنبه ۱٢ آذر ،۱۳٩٤

با تشکر از الهه خانم

 


 

نویسنده: mozhgan shams - سه‌شنبه ۱٠ آذر ،۱۳٩٤

با تشکر از خانم نسترن


ادامه مطلب ...

 


 

نویسنده: mozhgan shams - دوشنبه ٩ آذر ،۱۳٩٤

غزل تمام پیام هاو تماس های ایسو رو پاک میکنه تاجهان نفهمه که زنگ زده.

الپر هم با سولماز دعوا میکنه که چرا اتیکت کفشتو درنیاوردی و جاندان دید و بهت تیکه انداخت.

اذرخش میاد و میگه که قاتلا دستگیرشدن و جهان و گوزل کلی خوشحال میشن و ب غزل هم میگن ک غزل میگه پس بابا منو میبری خونمون ک همه حتی اذرخش هم عصبی میشن،جهان میگه خب ی ذره دیگه هم پیش مادرت بمون که میگه نه دلم واس اتاقم تنگ شده ک گوزل میگه اگ اینجوریه وسایلاتو جمع کن برو پیششون اذرخش هم حسابی عصبی میشه.

جهان غزل رو میبره خونشون و دلارا غزلو بغل میکنه جهان ب امینه میگه ب ایسو بگو وسایلاشو جمع کنه بریم دلارا میگه بده بستون میکنی که جهان میگه باهات دعوا نمیکنم چون حسابی کلافه شدم امینه میادو میگه که ایسو نیس و جهان حسابی میترسه و بهش زنگ میرنه ولی جواب نمیده جهان ازبختیارمیپرسه که ایسو کو اون میگه نمیدونم ک جهان سرشون داد میزنه جهان ب ازمی زنگ میزنه ک ازمی میگه اومدیم پیش اوزجان ایسو میخواست باباشو ببینه.

ایسو ب اوزجان میگه من دوستت داشتم ولی تو میخوای منو معامله کنی ک اوزجان میگه اول میخواستم ولی وقتی دیدمت پشیمون شدم باور کن الان دوستت دارم ک ایسو قبول میکنه و میگه من فقط ی بابا دارم اونم جهانه و خیلی دوسش دارم ک اوزجان ناراحت میشه ولی حرفی نمیزنه.

جهان میره دم خونه اوزجان و ایسو رو باعصبانیت میبره.

ایسو تو ماشین زور میکنه که حرف بزنیم ولی جهان میگه الان ازدستت عصبی هستم حرف نزنیم ایسو میگه چراازش متنفری چرا نمیذاری ببینمش که جهان میگه چون ادم فرصت طلبیه ادم بدیه اگ خوب بود میذاشتم ببینیش ولی نیس.

هاجر میره ملاقات کریمان ک کریمان میگه ب پول احتیاج دارم اوزجانم نمیاد ملاقاتم.

تو تعمیرگاه اوزجان بامشتری ای ک میگه پول نمیدم دعواش میشه تااینکه هاجر میاد و میگه برو ملاقات خواهرت ولی اوزجان قاطی میکنه و میگه برو و هاجر میره.

جهان ایسورو میبره پیش گوزل و برمیگرده.

اوزجان زنگ میزنه ب جهان و میگه که زن و پدرت منو ازاد کردن اوناضمانت کردن حتی وقتی تو ترکیه هم افتادم زندان اونا ازادم کردن.

جهان قاطی میکنه و زنگ میزنه ب اذرخش و باهم قرار میذارن همو ببینن. جهان زنگ میزنه ب راحمی ک میپرسه چرااینکارو میکنی ک راحمی میگه بخاطر صلاحت جهان عصبی میشه و میگه بسه بسه و قطع میکنه.

دلارا ناراحته و داره با جاندان حرف میزنه و میگه که ایسو قضیه نامه رو فهمید و رفته پیش باباش.

راحمی هم میادو ب دلارا میگه که جهان فهمیده که اوزجانو ازاد کردیم.

دریا ب گوزل میگه که ایسو واقعا شیرین و دوست داشتنی مث خودت و شاهین هم باایسو درحال بازی کردنه.

کریمان درزندان درحال تخمه خوردنه ک همه مسخرش میکنن یکی سوسیس تخم مرغ درست میکنه و میاره کریمان ک میخواد بخوره نزاکت نمیذاره و میگه باید پول بدی تا بخوری.

اذرخش میره پیش جهان.

جهان میپرسه تیتر طلاق منو ب مطبوعات دادی که ییلدریم میگه اره دادم فردا همه جا پخش میشه.

کریمان گرسنه ش میشه و شب بلند میشه و پنهانی همه غذاهارو میخوره ک نزاکت ازخواب بلند میشه ولی دلش میسوزه و میگه بخورکریمان میگه من این خوبی رو فراموش نمیکنم ازاد ک بشی میارمت پیش خودم.

صب خبر طلاق تو روزنامه ها پخش میشه و دلارا میفهمه و عصبی میشه و‌میره پیش جهان و میگه تلافیشو سرت در میارم.

الپر و سولمازم حسابی ازاین خبر خوشحالن.

دلارا ازلجش باجهان میره واسه اوزجان لباس میخره و اوزجانو رانندش میکنه و‌بهش میگه من از خودمونی شدن زیاد خوشم نمیاد و منو ازاین ب بعد دلارا خانم صدا کن.

اوزان هم ماشینی ک جهان براش خریده روب دوستاش نشون میده و قرار میذارن شب مسابقه بدن.

شب توی جشنی جهان و دلارا هم دعوتن ک دلارا بااوزجان وارد جشن میشه و جهان بادیدنشون دیوونه میشه و‌میره دلاراو میبره ی جای خلوت و باهاش دعوا میکنه. تااوزجان میاد و میکه دلاراخانم مشکلی هست جهان میگه اره هست و بااوزجان دست ب یقه میشه و دلارا جداشون میکنه. جهان ب دلارا میگه خودت میدونی میتونم بلایی سرت بیارم ولی چون مادر بچه هامی باهات کار ندارم ولی کاری میکنم تا سرنوشتتم تعجب کنه و میره و دلارا هم ازترسش کلید هارو از اوزجان میگیره.

اوزان تصادف میکنه ولی چیزیش نمیشه و زنگ میزنه ب جهان و‌جهانم میره پیشش.

گوزل و ایسو رفتن بیرون ک دوتا پسر به ایسو گیر میدن و ب گوزل بد و بیراه میگن و دعوا میکنن و گوزل باشیشه سر یکی از پسرا رو میشکنه و پلیس میبرتشون.

جهان و دلارا میرسن پیش اوزان و اوزان معذرت خواهی میکنه و باجهان میره. و‌جهان ب دلارامیگه واس تو هم بمونه بعدا

ایسو ب جهان زنگ میزنه و قضیه رو‌میگه و بااوزان میرن کلانتری.

اول پسرا کاری میکنن تا رای ب نفع اونا باشه جهان ک میرسه میبینه پسرا دارن ب گوزل و ایسو فش میدن جهان سر شکسته پسررو فشار میده و میگه معذرت خواهی کن و معذرت خواهی میکنن.

تو ماشین گوزل و ایسو باجهان میخندن ولی اوزان ناراحته ک جهان بادلارا خوب نیس.

جهان گوزل و ایسو رو میرسونه خونه

اوزان میگه بابا تو‌میگی تو هتل میمونی ولی اینجا زندگی میکنی.

جهان عصبی میشه و میکه یعنی من دروغ میگم من حقه بازم اوزان میگه منظورم این نبود جهان میگه من قبل اینکه از باگوزل اشنا بشم میخواستم از مادرت جداشم.

صب جهان میره خونه گوزل و باهم صبحانه میخورن جهان میگه کارت داره بالامیره سفارشات بالامیره ی جای بزرگتربرو کارتو گسترش بده گوزل میگه من از بدهکارشدن میترسم و میفهمه که واس کافه جهان سفارش درست میکرده و عصبی میشه جهان باگوزل حرف میزنه ک حرف ایسو بود ک گوزل سرش داد میزنه ک چرا خود سرانه کار میکنی جهان واس گوزل توضیح میده ک من یبار سفارش کوچولو دادم ولی مشتری خوشش اومد منم بیشترسفارش دادم من واس کسایی ک موفق هستن این کارو میکنم بهشون کمک میکنم و گوزل قانع میشه.

دلارا غزل رو میبره تو‌تنیس ثبت نام میکنه و ایسو هم مسابقه اسب سواری داره.

جهان میره خونه و ب دلارا ی برگه ای میده که باید از،شراکت انصراف بدی تاعصر وقت داری فک کنی و میره.

دلاراهم ب راحمی نشون میده و راحمی عصبی میشه.

جهان اوزان رو‌میبره تعمیرگاه ماشین و میگه ماشینو ببین از یه قدمی مرگ برگشتی درس بگیر.

تو تنیس غزل خوب بازی نمیکنه و حرص مربیشو در میاره.

دلارا عذراوزجانو میخواد اوزجانم قاطی میکنه و میگه من بازیچه ی تو نیستم ک هروقت بگی بیا بعد بگی برو.

دلارا میره پیش جهان و بهش میگه دوستت دارم منو ببخش ک جهان میگه خیلی کارای بد کردی ک هرچقدم بشمرم تموم نمیشه.

که دلارا میگه پس بیا اوزانو تنبیه کنیم ک جهان قبول میکنه.

پایان

منبع پیج گوزل

با تشکر از خانم الهه

 


 

نویسنده: mozhgan shams - شنبه ٧ آذر ،۱۳٩٤

جهان میره مغازه گوزل و باهاش حرف میزنه و میگه که نگرانت شدم به خاطر همون اومدم ولی یه بار دیگه فکر کن برگرد خونه به خاطر ایسو که گوزل میگه، جهان چه خوبه که هستی و دارمت.

دلارا به اوزان عکس گوزلو با اون مرده نشون میده و میگه بابات چشاشو بسته و اوزان هم ناراحت میشه.

اوزجان آزاد میشه و میره مغازه و میگه من دوست دارم به من یه شانس بده که گوزل بازم واسش چاقو میکشه و اوزجان چاقو رو میگیره و میگه بزن، بزن تا اینکه یه نفر میاد و گوزل چاقو رو ول میکنه...

ایسو با همون پسره که تو تولد همدیگرو دیدن در مدرسه در حال حرف زدنه اسم پسره هم یاناز هست.یاناز میگه که عصر بریم بیرون که ایسو میگه باید از بابام اجازه بگیرم، بهت خبر میدم.دوست غزل هم میگه که یاناز واقعا ایسو رو دوست داره.

جهانم شماره مغازه گوزلو میده به منشی و میگه به عنوان یک شرکت دیگه زنگ بزن و بورک سفارش بده.

اوزان به جهان زنگ میزنه و میگه باید باهات حرف بزنم.اوزان میره پیش جهان و میگه تو این. زنو باور داری که جهان میگه من حقایق رو باور دارم.

انگین هم به اوزجان میگه که جاندان وکیل زرنگ و خوشگلی هست.

دلارا ناراحته ایسوکه باهاش حرف نمیزنه و میگه چطورمیتونستم ایسورو بااون زنه ول کنم ی جازندگی کنه ک جاندان میگه حق باتوئه درست میشه.

راحمی به دلارا میگه ازقضیه الپرمیترسم نکنه مشکلی به وجود بیاره ک دلارا میگه جسارتشو نداره نگران نباش.

از جایی ب مغازه زنگ میزنن ک سفارشا زیادی میدن که گوزل و دریا خوشحال میشن.

تو مدرسه یاناز و غزل روبرو میشن که غزل میگه ایسو با دوست پسرش قرارداشت رفت یاناز میگه مگه دوست پسر داره که غزل میگه اره خلاصه بنابراین میشه که غزل به جای ایسو بره مهمانی بایاناز.

جهان پسردایی گوزل سعیدو پیدا میکنه و کاری میکنه که باایسو حرف بزنه.سعید میگه که من فک میکردم که موادشیمیایی جا به جا میکنم ولی لای جنس ها قرص و‌ماریجوانا گذاشتن دوسال بی گناه زندانی شدم وقتی

وقتی هم بی گناهیم ثابت شدازادشدم.

گوزل هم میاد و خیلی خوشحال میشه ک جهان این کارو کرده و ازش کلی تشکرمیکنه.

ایسو دوباره وسایلاشو جمع میکنه تا برگرده چون گوزل قبول کرد که برگرده

ب غزل میگه این اتاق هم واسه تو چون دیگه برنمیگردم.

جهان هم منتظره تا ایسو بیاد باهم برن دلارا میاد و میگه من اجازه نمیدم بره پیش اون زنه،ایسو میاد و دلارامیگه اجازه نمیدم بری پیش اون زن بی ارزش که ایسو سرش داد میزنه و میگه ساکت شو.

ایسو از جهان اجازه میگیره تا ب مهمانی یاناز بره که جهان میگه فردا هرچی خیرباشه بهت میگم و باگوزل میرن بیرون.

بختیار دفترخیس شده رو ب اوزان میده و اوزان قاطی میکنه و میره سراغ غزل.

دلارا داره وسایلای غزلو میچینه تو اتاق ایسو و میگه دیگه این اتاق واس توست.

اوزان میاد و میگه ازحسودی نتونستی تحمل کنی دفترو انداختی تو اب ک غزل میگه من نکردم و‌باگریه میره اتاقش و اوزان میگه اگه دوباره همچین اتفاقی بیفته قسم میخورم خونه رو ترک میکنم.

دلارا ب الپر زنگ میزنه ک بیا باهات کار دارم.

جهان و گوزل نشستن دارن غذا میخورن ک حرف میزنن ک ی گل فروش میاد و میگه وواس عشقت ی گل بخر ک جهان میخره و گل رو میذاره بغل گوش گوزل و بهش نگاه میکنه و میگه به این زیبایی همه چ میاد.

جهان قبول میکنه ک ایسو بره مهمونی یاناز و ایسو هم خوشحاله.

جهان با دوستاش جلسه گذاشته نشسته و دارن حرف میزنن که الپر میاد و میگه من مدیریت سهام دلارا رو‌گرفتم ازاین ب بعد من هم باشما کارمیکنم ک جهان قاطی میکنه و جلسه رو لغو میکنه.

دوست ایسو میاد و میگه یاناز و غزل باهم رفتن ک ایسو تعجب میکنه.

همه تو‌کافه نشستن و غزل کلی کیف میکنه ک باپسرا نشسته و داره حرف میزنه.

ایسو ناراحته ازاینکه نتونسته بره و باگوزل حرف میزنه و ایسو گریه ش میگیره و‌گوزل بغلش میکنه.

دلارا اومده خونه الپر دارن شام میخورن الپر هم قضیه اینکه چطور جهانو عصبی کرده و کاری کرد ک جلسه رو لغو کنه رو داشت واس دلارا تعریف میکرد.درواقع دلارا ارش خواسته که مدیریت سهامشو بگیره.

بابای یاناز میاد و ب غزل میگهه من شمارو میرسونم و غزل هم باهاشون میره.

جهان ب اذرخش میگه فردا شکایت کن و بنویس که تیترروزنامه هابشه که جهان بعد نوزده سال زندگی با دلارامیخواد طلاقش بده.

تو راه جلوی ماشین بابای یانازو میگیرن و یاناز و باباشو ب ضرب گوله میکشن ولی غزل جون سالم ب در میبره.

غزل ازترسش ی جا پنهان میشه و زنگ میزنه ب گوزل،گوزل هم زنگ ب جهان میزنه ک میرن پیش غزل.

غزل ک ترسیده میاد خونه گوزل و میگه من امشب پیشت بمونم.

جهان میترسه ازاینکه کسایی که بابای یانازو کشتن بفهمن که غزل شاهدبوده اونم بکشن.

دلارا ازخونه الپرمیاد بیرون و الپر هم کلی واسش نازمیکنه.

ایسو هم ک میفهمه یاناز مرده کلی گریه میکنه.

دلارا ازاینکه غزل خونه نیومده نگران میشه و زنگ میزنه ک غزل میگه اتفاق بدی افتاد جهان گوشی رو ازدستش میگیره و بادلارا بحث میکنه ک چرانمیدونی دخترت کجاس و دلارا میادخونه گوزل ومیگه غزل وسایلاتو جمع کن میریم ولی جهان اجازه نمیده و میرن باراحمی.

جهان هم چنتا ادم مسلح میفرسته عمارت و خودش پیش گوزل و بچه ها میمونه

صبح اخبارمیگه ک هویت شاهد مشخص شده و غزل میترسه و جهان میگه نگران نباشید درست میشه.

کریمان تو زندون ک اخبارو شنیده و فهمیده که غزل تو اتفاق بدی افتاده ناراحت میشه و خل بازی درمیاره همه ک ازش میپرسن تو باجهان و‌خانوادش چ نسبتی داری ک کریمان توضیح میده ولی هیچکس حرفشوباور نمیکنه.

دلارا میاد خونه گوزل و میگه نیومدم باهات بحث کنم گوزل هم میگه زحمت نکش بچه هامو بهت نمیدم.

دلارامیگه اگه درست بچه مو تربیت کرده بودی یاد میگرفت که بدون اجازه نره جایی.

جهان هم میادو بادلارا کلی بحث میکنه تااینکه ییلدریم(آذرخش) میادوجهان میگه گوزل ایسو باید بره پیش دلارا غزل هم باتو میمونه و بعد ب دلارا میکه خطری شمارو تهدید نمیکنه .

ایسو میره بادلارا و غزل هم باگوزل.

جهان واس گوزل و غزل یه اتاق توی ی هتل گرفته و پلیس ها هم جمع شدن تاازغزل بازجویی کنن.

ایسو ب دلارا میگه اینقد از مامان من بد نگو چون من هم میتونستم جای غزل باشم چون اول من دعوت شدم ولی غزل خودشو انداخت وسط و رفت.

غزل چهره ادمی که شلیک کرده و تشخیص میده و پلیس ها بعد تشکر ازجهان میرن.

گوزل ب جهان میگه ازاینکه ایسوروفرستادی پیش دلارا خیلی عصبی شدم اما الان میفهمم نمیشد دوتاییشون یه جا باشن تو چقد دقیق فک میکنی و‌کلی ازجهان تشکرمیکنه ک جهان میگه نیازی ب تشکرنیس من بابای غزلم

وظیفمه.

هاجر به اوزجان قضیه غزلو‌میگه و اوزجان قاطی میکنه.

راحمی میگه نیازی نیس جهان اینهمه مسلح گذاشته ی اسلحه بدن ب من خودم از پا درشون میارم ک دلارا میگه این حرفو نزنین جهان حق داره.

ایسو میخواد بره بیرون ک دلارا میگه من میبرمت تو همین لحظه هم اوزجان میاد و میگه میخوام غزلو ببینم شماهاچه ادمای بدی هستین منم قلب دارم منم باباهستم چرانمیذارید دخترامو ببینم دلارا میگه گمشو برو، اوزجان میگه نامه ای ک واس ایسو نوشتمو بهش دادی ک دلارامیگه چراباید میدادم ایسو هم میشنوه و باناراحتی میره اتاقش.

اوزجان هم میره پیش انگین و باعصبانیت میگه من حالشونو میگیرم.

غزل تو خونه جدید هم ب خدمتکارا دستورمیده که گوزل میگه چرااینقد باادما بدی ک غزل میگه تو مادر من نیستی گوزل میگه اگ نیستم چرا زنگ زدی اول من بیام غزل میگه منت نذار.

گوزل میگه من منت نمیذارم تو دخترمنی هزاربارم ک زنگ بزنی من واس هزاربارم میام.

الپرو سولماز و جاندان شب خونه دلاراهستن و سولماز همش ازاینکه جهان و گوزل باهمن ب دلارا تیکه میندازه.

ایسو میره اتاق دلارا و نامه رو پیدا میکنه دلارا میاد و میبینه ایسو میگه ب چ‌حقی این نامه رو ب من ندادی اون بابامه دلارا میکه دیگه نگو باباته چون جهان بفهمه نابودمیشه،اوزجان میخواد تورو معامله کنه ایسو ناراحت میشه و میره.

جهان میره پیش گوزل و غزل و باگوزل حرف میزنه ک ایسو ب گوشی جهان زنگ میزنه غزل جواب میده و میگه توچقدپرووی چرابه بابای من زنگ‌میزنی و قطع میکنه.

منبع پیج گوزل

با تشکر از الهه عزیز

 

 


 

نویسنده: mozhgan shams - شنبه ٧ آذر ،۱۳٩٤

دوستانی که میخوان از قسمتهای آینده این سریال بدونند. غزل تو امتحانات تقلب میکنه و معلمش متوجه میشه و اونو مورد بازخواست قرار میده و به غزل بر میخوره و از مدرسه میخواد بره بیرون که گوزل همون لحظه که واسطه دیدن غزل آمده بوده با غزل همراه میشه که تنهاش نذاره و سوار تاکسی میشند تاکسی از یک دره پرت میشه پایین و پاهای غزل به زیر تاکسی گیر میکنه و پلیس هم نمیتونه کمکی بکنه چون خاک اطراف دره نرم و امکان ریزش هست و بلاخره گوزل با قوت زیاد موفق میشه پاهای غزل رو از زیر تاکسی بیاره بیرون و همه چیز به خوبی تموم میشه .  جاندان وکیل اوزجان میشه و از بیمارستان شکایت میکنند جهان هم برای اینکه این پرونده رو نبازه غزل رو میفرسته پیش گوزل و ایسو رو برمیگردونه عمارت. غزل خیلی عصبی میشه و شب از پیش گوزل میره و با یک پسره ای که از تو اینترنت باهاش آشنا شده قرار میذاره پسره اونو به یک جای دور و خلوت میبره تا مخفیانه ازش فیلم بگیره و بابت پخش اون فیلم تو اینترنت از جهان باج بگیره.اتفاقا همون روز پدر جهان غزل رو با اون پسره که سوار موتورش شده بوده را میبینه و شماره موتور را یادداشت میکنه و شب هم میاد خونه گوزل بابت غذر خواهی از بدیهایی که در حق گوزل کرده و گوزل به پدر جهان میگه که دیر وقت شده و غزل هنوز به خونه نیامده و پدر جهان هم از طریق اون شماره موتور به یکی از دوستانش که تو اداره پلیس کار میکرده اون پسره را شناسایی و از طریق خط تلفنش جای اونها رو پیدا میکنه. پدر جهان تنها با تاکسی به محل مورد نظر میره و بین پسره و پدر جهان درگیری میشه و پسره میاد که پدر جهان رو بکشه که پدر جهان اونو هل میده و سر پسره میخوره به سنگ کنار شومینه و میمیره و بعدش پدر جهان متوجه لپ تاپ میشه که پنهانی داره فیلم میگیره و به غزل میگه که اون پسره فریبت داده و داشته ازت فیلم غیر اخلاقی میگرفته.غزل خیلی ترسیده بوده و پدر جهان به جهان زنگ میزنه و موضوع لپ تاپ و مرگ پسره رو میگه و جهان خودشو سریع میرسونه و تو اتفاق فقط گوزل و جهان و پدرش و غزل خبر دارند و میخوان که راز را مخفی کنند و فردایش گوزل به جهان میگه که غزل نمیتونه دور از عمارت زندگی کنه و ممکن هست دوباره اتفاق دیگری برایش بیفتد بهتر هست که دوباره به عمارت برگردد و جهان هم غزل را به عمارت میبرد چند روز بعد تو عمارت بین غزل و ایسو دعوایی میشود و تو پله های حیاط عمارت بین این دو تا درگیری رخ میدهد و ایسو نا خواسته غزل را هل میدهد غزل کنترلش را از دست میدهد و از پله ها می افتد و از هر دو پا فلج میشود و از صندلی چرخ دار باید استفاده کند غزل بسیار عصبانی و دایما ایسو را سرزنش میکند که تو باعث فلج شدنم هستی.غزل هنگامی که فلج هست میخواهد هم دلارا کنارش باشد هم گوزل. ولی دلارا و پدر جهان و اوزان از اینکه گوزل تو عمارت هست بسیار ناراضی هستند و دلارا دایما با گوزل بگو مگو دارد که غزل بهانه هست که تو اینجایی و هدفت گرفتن عمارت و زندگی من هست. اوزان هم دایما در گوش ایسو زمزمه میکند که گوزل نه تو را دوست دارد و نه غزل را و اینها همه اش نقشه هست که عمارت و پدر را صاحب شود و در یک شب ایسو پدرش و گوزل را در حیاط عمارت میبیند که در آغوش هم هستند و حق را به اوزان میدهد و از عمارت فرار میکند و نزد کریمان و اوزجان میرود تا با آنها زندگی کند کریمان و اوزجان خیلی خوشحال میشوند. این را هم بگویم که اوزجان در آلمان با زنی به نام نورای آشنا میشود و زنه از اوزجان باردار هست و وقتی که اوزجان به ترکیه می آید زنه هم واسطه بچه و اینکه اسمش تو شناسنامه اوزجان باشد به ترکیه و نزد اوزجان می آید و در خانه اوزجان و کریمان زندگی میکند تا اینکه بچه به دنیا می آید و ایسو خیلی این بچه را دوست دارد و از اینکه صاحب برادری شده خوشحال هست. ایسو چند روز تو خونه اوزجان هست تا اینکه ساختمان های خونه و اطرافش در اثر گذشت سالها امکان ریزش سقف هست غزل حس میکند که پاهایش دارند حرکت میکنند و سعی خود را میکند که به تنهایی بتواند راه برود و موفق هم میشود ولی به کسی چیزی نمی گوید چون میخواهد که همه باز هم دورش باشند و بهش محبت کنند و تنهایش نگذارند. دلارا هم عصبی که کریمان و نوزاد و نورای هنوز تو عمارت هستند و خیال رفتن ندارند. یک روزی کریمان سر زده وارد اتاق غزل میشود و ناگهان میبیند که غزل داخل اتاقش راه میرود و از صندلی چرخ دار هم استفاده نمیکند و میفهمد که غزل همه را فریب داده و دارد نقش بازی میکند و غزل هم ترسیده و از کریمان خواهش میکند که موضوع را به کسی نگوید و روزی کریمان پنهانی از غزل که تو اتاقش راه میرود با موبایلش فیلم میگیرد تا شاید این مدرک روزی به دردش بخورد و غزل متوجه میشود و میخواهد موبایل را از دست کریمان بگیرد و اون صحنه را پاک کند که دعوایی صورت میگیرد موبایل به گوشه ای پرت میشود و ایسو که از سرو صدای آنها به اتاق غزل می آید فیلم ضبط شده را میبیند و دلارا و پدر جهان و کل خونه از موضوع با خبر میشوند و دلارا غزل را از خونه بیرون میکند و او را برای همیشه نزد گوزل میفرستدغزل هر کاری میکنه تا به عمارت برگردد ولی دلارا دیگه اصلا بهش محل نمیده. هارون هم که قبل از ازدواج جهان و دلارا عاشق دلارا بوده به استانبول می آید تا انتقام خواهرش را از جهان بگیرد چون 20 سال قبل که جهان قرار بوده با خواهرش ازدواج کنه با دلارا ازدواج میکنه و خواهر هارون هم نمیتونه تحمل کنه و خودکشی میکنه. هارون میخواد دلارا را از آن خود کند و جهان را نابود کند و کلی دسیسه درست میکند که کل شرکت های جهان را نابود کند. هارون از راه دوستی وارد زندگی جهان میشود کلی کمک میکند و سر قضیه مرگ اون پسره که با غزل بود پدر جهان و جهان را از زندان نجات میدهد چون پلیس فهمیده بود بنابراین جهان و پدرش را به زندان انداخته بود که با کمک هارون هر دو شون از زندان بیرون میان. دلارا هم درخواست طلاق میده و طلاقش هم اجرا میشه و تو این قسمتها دلارا بیشتر با هارون هست البته در حد صحبت و قهوه خوردن.

با تشکر از خانم ندا که این خلاصه را برامون فرستادن

 


 

نویسنده: mozhgan shams - پنجشنبه ٥ آذر ،۱۳٩٤

 


 

نویسنده: mozhgan shams - چهارشنبه ٤ آذر ،۱۳٩٤

با تشکر از خانم الهه

 


 

نویسنده: mozhgan shams - سه‌شنبه ۳ آذر ،۱۳٩٤

خلاصه سریال گوزل

جاندان ب دلارا زنگ‌میزنه و میگه که فکر نمیکردم جهان پای اذرخش رو واکنه و من خیلی ناراحتم و گوزلو ب زمین میزنم.دلارا به غزل میگه که تو دختر منی و بعد طلاق اوزجان و گوزل من تورو ب اونا نمیدم.جهان ازاینکه بعد طلاق اوزجان بخوادایسورو بگیره و ناراحته و اذرخش میگه حلش میکنیم ک جهان میگه من فامیلیم باید روی ایسو هم باشه.دلارا با جاندان واس تولد اوزان خرید کردن ک دلارا ناراحته و میگه ازاینکه ایسو خونه نیس. پاهام توان راه رفتن نداره.غزل سرامینه و سلما داد میزنه که چرالباسم کوچیک شده ک دلارامیاد میگه خجالت بکش سرشون داد میزنی غزل میگه لباسمو شستن

کوچیک شده ک سلمامیگه تقصیر مانیس تقصیر خشکشوییه که غزل میگه من نفرستادم خشکشویی ک دلارامیگه پس ارم خشکشویی چیه غزل ضایع میشه دلارا میگه معذرت خواهی کن غزل میگه من از خدمتکار معذرت خواهی نمیکنم من دخترواقعیت هستم و میره.جانسو از پدرگوزل میپرسه ک گوزل میگه ازش خبرندارم بعد اینکه بااوزجان ازدواج کردم منو از فرزندی رد کرد..جهان میاد دنبال گوزل و ایسو و میرن رستوران ماهی فروشی ک صاحبش دوست جهانه و غذا میخورن.روز

بعدجهان با گوزل حرف میزنه ک دلارامیادو میبینه و ناراحت میشه جهان میگه تو اوزجانو اززندان ازادکردی ک دلارامیگه اره واس اینکه ازهم جدانشن ولی نشد ولی تو واس گوزل خونه گرفتی دخترمو از من جدا کردی جهان میگه من واس دخترم خونه گرفتم نه گوزل دیگه بااوزجان نگرد بلاهای بدی سرت میاد که دلارامیگه من باهاش کاری ندارم جهان ارزش شرکت هاباتوئه تو بری شرکت و ثروت محو میشه دلارامیگه اصلا بحث نکنیم میخوام واس اوزان تولد بگیرم میای ک جهان میگه البته من پدرشم.شیدا ب ایسو‌میگه غزل بعد کاری ک بامن کرد اوزان ب من گفت بیام مدرسه تو منم اومدم.اوزجان گوزلو تعقیب میکنه و خونه ای جهان براش خریده رو پیدا میکنه.دلارا میره دم مدرسه ایسو و باهاش حرف میزنه ک غزل میبینه و

حرص میخوره.بعد غزل میاد و‌میگه اوزان داداش منه ک ایسو‌میگه اوزانم بگیرمال خودت غزل میگه بازم برمیگردی ک ایسو میگه من اززندگی با گوزل خوشحالم ولی تحریکم نکن چونکه برگردم تو باید بری بیرون..سولماز باالپر دعوا میکنه که پول نداریم بعد سولماز میره ب دلارامیگه الپرو ببخش.غزل واس تولد اوزان میره ی ساعت گرون قیمت میگیره ک پولشم دلارا پرداخت میکنه.دلارا میگه سولماز من چطوری بهتون اعتماد کنم ک جاندان میگه حالا ایندفعه ببخش..ایسو داره برای اوزان البوم عکس بچگی درست میکنه ب کمک گوزل.دلارا میله ای رو که راحمی باهاش ب سر الپر ضربه زده بود پیدا میکنه.

جهان اوزانو میبره نمایشگاه اشین و براش ماشین میخره امامیگه تازمانی ک گواهی نامه نگیری نمیتونی سوارشی اوزانم خوشحال میشه و میگه چ‌خوبه ک تو پدرمون هستی.شب تولد اوزانه و همه اماده جشن هستن.جهان میره دنبال ایسو تاباهم برن جشن.دلارا الپر و سولمازم دعوت کرده.تو تولد ایسو و غزل بهم تیکه میندازن سراینکه هدیه برای اوزان چی خریدن.کریمان میره خونه گوزل و بهش میگه من رفتم دکتر گفت ک سرطان دارم گوزلم دلش میسوزه و راهش میده خونه..ازاونورم اوزجان میاد و باچوب میزنه سر گوزل و گوزل بیهوش میشه..ازاونور همه جشن هستن و جهان بادیدن الپرو سولماز عصبی میشه و ب گوزل زنگ میزنه ولی جواب نمیده نگران میشه و میره پیش گوزل.اوزجانم بالای سر گوزل نشسته و‌میگه و من عاشقت هستم تااینکه جهان میاد.

جهان در خونه گوزل رو میزنه ولی گوزل باز نمیکنه نگران میشه میره میبینه ازمی افتاده.

ازمی که از حال رفته بود با ضربه اوزجان بلند میشه و میره تا در رو باز کنه جهانم شیشه رو میشکونه و وارد میشه و میرسه بالا سر گوزل و بغلش میکنه و میبرتش بیمارستان.

همه دارن شادی میکنن سینان هم با ایسو میخونه و میرقصه ولی غزل با حسادت بهشون نگاه میکنه و اصلا خوشحال نیست.

یه پسره تو تولد از ایسو خوشش میاد و باهاش حرف می زنه ولی اوزان غیرتی میشه و ایسو رو میبره ولی غزل از حسادت میره و با پسره حرف میزنه...

کریمان و اوزجان از وضعی که به بار آوردن ناراحتن.و نگران از اینکه گوزل همه چیو به پلیس بگه.

گوزل تو بیمارستان بهوش اومده و جهانم بالا سرش. گوزل هیچی یادش نمیاد که کی به سرش ضربه زد.

جهان به اوزان میگه که اجازه نده ایسو بره خونشون با خودت ببر خونه ما.

مادرش یه اتفاقی براش افتاده و دلارا میفهمه و میگه بابات روز تولدت رفت پیش اون زنه که اوزان میگه از پله ها افتاده و دلارا با ناراحتی و عصبانیت میره.

گوزل از اینکه مرخصش نمیکنن ناراحته و غر میزنه.

دلارا با جاندان میرن دم خونه گوزل و درو میزنه و با گریه میگه جهان درو باز کن میدونم داخل خونه هستین ولی جاندان میگه کسی خونه نیست و جاندان دلارا رو میبره خونه.

منبع پیج سریال گوزل

 


 

نویسنده: mozhgan shams - شنبه ۳٠ آبان ،۱۳٩٤

قسمت 42

دل ارا چمدون جهانو میاره و میگه برو چون ایسو نیست تو هم نباید باشی ولی جهان قبول نمیکنه اوزان میگه منم میرم ولی جهان میگه تو پیش مادرت بمون و میره.ایسو از اینکه پیش گوزله خوشحاله.کریمان به گوزل میگه ما نمیتونیم مثل جهان ازش نگهداری کنیم که گوزل میگه فقط چند روز اینجا هست.جهان به گوزل زنگ میزنه که حالشونو بپرسه که میگه زنگ زدم اگه اجازه بدی براتون خونه بگیرم چون ایسو خیلی دوست داره با تو باشه غرورتو بزار کنار.گوزل بهش میگه من دیگه بجز غرور چیزی ندارم.فردا هم ایسو رو میارم و تلفنو قطع میکنه.دل ارا هم فیلم حاملگیشو به غزل نشون میده و میگه من دوست دارم اگه هم چیزی گفتم از روی عصبانیت بوده.صبح دل ارا به جهان زنگ میزنه و میگه بیا خونه.جهانم میگه من بازیچه تو نیستم و قطع میکنه.دل ارا میره دم خونه گوزل تا ایسو رو برسونه مدرسه که ایسو میگه با مترو میرم و دل ارا عصبانی میشه و میره پیش گوزل و میگه میدونم ایسو رو دوست داری ولی نزار تو فقر زندگی کنه که گوزل قبول نمیکنه و از لجش میره پیش جهان و میگه واسمون خونه بخر و جهانم قبول میکنه ایسو خوشحاله که جهان براشون خونه خریده دل ارا به ایسو زنگ میزنه میگه هوست تموم نشد نمیخوای برگردی؟ایسو میگه چه هوسیو قطع میکنه جهان ازمی رو میزاره تا مواظب ایسو و گوزل باشه کریمانم به اوزجان میگه ایسو اومده داره با ما زندگی میکنه گوزل اومده خونه تا وسایلشو جمع کنه و برگرده خونه جدیده ایسو هم همینطور غزل ناراحت میشه فکر میکنه ایسو برگشته که بمونه امینه به دل ارا میگه ایسو اومده داره وسایلشو جمع میکنه دل ارا میگه نگهش دار تا بیام ولی امینه نمیتونه و ایسو میره.

قسمت 43

ایسو قبل از رفتنش اتاقشو میده به غزل و غزلم کلی خوشحال میشه.دل ارا بهش میگه زیاد خوشحال نباش ایسو برمیگرده که غزل میگه باشه میرم تو اتاق خودم دل ارا میگه بچین.دل ارا میره خونه کریمان تا ایسو رو ببینه که کریمان میگه گوزل با یک ماشین لوکس رفت.دل ارا به کریمان پول میده و میگه امارشونو بگیر ببین کجا هستن جهانم با اوناس؟.جاندان به ایسو زنگ میزنه میگه تا ببینه کجا هستن که میگه تو خونه جدید با مادرم هستم میگه ادرسو بده تا مامانت بیاد ببینتت که ایسو قطع میکنه راحمی تغییر چهره داده خطشم عوض کرده رفته سنپترزبورگ تا وقتی الپر لوش داد نتونن پلیسا پیداش کنن پلیس از الپر بازجویی میکنه الپر میگه چیزی یادم نیس اوزان ناراحته که غزل تو اتاق غزله دل ارا غزلو میبره مدرسه جدید دریا به گوزل حقوق میده که گوزل میگه نمیخوام دریا سرش داد میزنه بالاخره قبول میکنه.اوزجان واسه ایسو از زندان نامه مینویسه که نامه به دست دل ارا میرسه دل ارا فکر میکنه این یه تهدیده.میبره به جاندان نشون میده که جاندان میگه این یه نامه معمولیه تو مدرسه جدید شیدا هم هست و با ایسو دوست شده و غزل با دیدنش عصبی میشه.گوزل دلمه درست کرده و دارن سه نفری با جهان میخورن.اوزجانم دل ارا از زندان ازاد میکنه.

قسمت 44

دلارا بعد ازاد کردن اوزجان میخواد که اوزجان بره پیشش و اوزجان میره و از دلارا میپرسه واس چی گفتی بیام ک دلارامیگه واس ایسو نامه نوشتی واس دختری ک خانوادش ماهستیم اوزجانم میگه من قصد بدی نداشتم اون دخترمه ک دلارامیگه تو باباش نیستی و دیگه جلوش سبزنمیشی وگرنه روز نمیبینی ما دوتا نقطه مشترک داریم اونم گوزله اون زندگی منو نابود کرده میخوام زندگیم جهان بادخترم دوباره برگردن پیشم ک اوزجان میگه خیالتون راحت گوزل بامن.گوزل ب وکیلش میگه ک اوزجان دوباره افتاد زندون ک وکیل میگه خوب شد دیگه غیرممکنه ک سرپرستی دخترارو بدن بهش و گوزل خوشحال میشه.جهان پشت تلفن درحال بحث کردن با راحمیه ک بعد قطع کردن الپرمیادو میشینه روبروش و میگه ادم برادرزنش میره کما و تو حتی ملاقاتش هم نمیای ک جهان نیش خندمیزنه و میگه اومدی ازم بپرسی که چرا نگفتم به من تیرزدی ک الپرمیگه کاملا واضحه چون از بحث پول و‌ثروت خوشم نمیاد جهان اعتراف میکنم ک گیراییه فوق العاده ای داری اما شخص خیلی پیچیده ای نیستی راحت میشه حدس زد ک چ ادمی هستی جهانم میگه اما سخته ک حدس بزنم تو میخوای چ‌کنی چون توهم خیلی ادم اشغال و پستی هستی ازمن چ‌میخوای؟ ک الپر عکس میله ای ک راحمی ب سرش زده بود رو نشون میده و میگه بابات منو زد ک جهان هنگ‌میکنه و میگه من بهت باج نمیدم ادمی ک دنبالشی پترزبورگه برو پیداش کن شکایت کن بذاب مجازاتش برسه و الپرو به زور میندازه بیرون.جاندان وکیل گوزلو مجبور میکنه که روز دقیق دادگاه طلاق گوزل بااوزجانو بپیچونه و‌نگه ب گوزل.دلارا ب راحمی زنگ‌میزنه و میگه دقیقا زمانی ک بهتون احتیاج دارم نیستین امیدوارم روز تولد اوزان بیاین.بازم اوزجان تو بایه نفر دعوا میکنه ولی چیزی نمیشه و پرتش میکنن بیرون و اوزجان میره خونه و کریمان از برگشتنش تعجب میکنه.جهان صبح میاد دنبال گوزل تابره ک طلاق بگیره ولی گوزل میکه امرور نیس دوروز دیگه س.درواقع همون روز بوده ولی وکیل دروغ گفته.دلارا واس تولد اوزان برنامه داره و میخواد براش جشن بگیره.اذرخش ب جهان زنگ میزنه و میگه ک روز طلاق امروزه بهتون دروغ گفتن ک گوزل هم پیشش بوده باهم میرن دادگاه.گوزل میره دادگاه و‌میگه که وکیل من دروغگوس و‌وکیل جدیدم اذرخشه ک اوزجان تعجب میکنه.درواقع اینامیخواستن که گوزل نیاد فقط دردادگاه اوزجان باشه و بانیومدن گوزل طلاق صادرنشه ولی ازهم طلاق میگیرن.و اذرخش و جاندان ی کم باهم بحث میکنن.اوزجان ب گوزل میگه من بهت التماس کردم دوباره باهم زندگی کنیم ک گوزل میگه نمیشه همین‌چن روز پیش داشتی منو میکشتی و بهش میگه به جهان دل نبند نمیزارم یارش باشی.

منبع پیج گوزل

 


 

نویسنده: mozhgan shams - چهارشنبه ٢٧ آبان ،۱۳٩٤

با سلام خدمت دوستان عزیز

این چند روز خیلی بحث درباره شخصیت گوزل و جهان و دلارا شده است.

در ابتدا باید بگم که به نظر من اصلا شخصیت های سریال سلامت روانی ندارن.

اول از همه چیزی که خیلی من را ازار می ده رفتار بسیار بد جهان با دلارا از اول فیلم بود همش در حال توهین کردن و سرزنش دلارا بود حتی در جاهایی که به نظر دلارا زیاد نقشی نداشت. بعد از اون به نظرم شخصیت جهان یکمی تخیلی و به دور از واقعیت است مثلا خواستن براش یک شخصیت خوب بسازند . مثلا وقتی که پسرش را که با مستی رانندگی کرده بود رفته بود از اداره پلیس ازاد کنه خیلی ریلکش و غیر واقعی برخورد می کرد انگار هیچ اتفاق خاصی نیوفتاده . به نظرم در اینجا باید یک شدت عمل یا عکس العملی نشان می داد که صورت نگرفت .کلا جهان گاهی با بی خیالی هاش روی اعصابه. در جای دیگه بها دادن بی رویه جهان به گوزل بود در صورتی که از اول از او هیچ شناختی نداشت اما دائما داشت زنی را که نزدیک به نوزده سال با او زندگی می کرد را در مقابلش می شکست. یا مثلا در جایی به دلارا می گه که تو نباید با ایسو بد صحبت کنی و غرورش را بشکنی در صورتی که با این حرف ها اییسو همش بل می گرفت و رفتارش لوس تر و غیر قابل تحمل تر می شد. از طرفی بعضی از رفتار جنون وار گوزل مثل شکستن شیشه و یا اون لحظه ای که می ره لبه ی پنجره و می خواد خودش را پرت کنه به نظر از یک ادم عاقل این رفتار سر نمی زنه. از سوی دیگر به نظر منطقی می رسه که وقتی می فهمن غزل فرزند واقعی شون هست نسبت بهش مسئولیت بیشتری داشته باشن نه اینکه فقط بهش پول بدن. این به نظر خیلی عجیب بود چون بالاخره غزل از خون خودشونه و اینگونه بی مهری مخصوصا از جانب بابابزرگ و برادر به نظرم من خیلی عجیب و کاریکاتوری بود. از طرفی نقش ایسو بود که اول فیلم همش می خواستن یک نوجوان عاقل نشونش بدن اما هر چه می گذره رفتار لوس اش بیشتر روی اعصاب می ره و کلا بسیار به نظر خودخواه می رسه از طرفی محبت جهان و دلارا را تمام و کمال برای خودش می خواد و از طرفی به دنبال جلب محبت گوزل است و در این میان این غزل است که با وجود اینکه دختر اصلی این خانواده است بهش توجه نمی شه. نکته جالب اینکه دلارا که اینقدر به اصل و نسب اهمیت می ده باید به غزل توجه بیشتری نشون بده چون به هر حال از خون خودشه اما بالعکس اصلا بهش توجه ای نداره و این به نظرم خیلی عجیب و غیر ملموسه و گاهی می گه باید به گوزل پسش بدیم انگار یک کالاست و فرزندش نیست. 

نکته ی دیگه که خیلی دوستان در طرفداری رابطه ی جهان و گوزل بهش اشاره کرده بودند که جهان حق داره با گوزل باشه و دوستش داشته باشه. در جایی می خوندم که از بزرگی پرسیدن که تا چه وقتی مردان باید اجازه داشته باشن که زن دوم داشته باشن و اون بزرگ گفته بود تا وقتی که زن ها یاد بگیرن که زن دوم نشن. این واقعیت را من هم دارم در نظرات می بینم. متاسفانه مردان فکر می کنن که همه ی زنهای عالم فرشته هستند جز زن خودشون. من دارم این نکته را به چشم در جامعه می بینم که مردان زنان خودش رو تحقیر می کنن و جلوی چشم همسرشون از زن دیگری تعریف و یا حمایت می کنن. در هر حال این دلارا بوده که این همه سال زندگی کرده و اگر واقعیت را در نظر بگیریم که زن بعد از چهل سال رو به زوال می ره و این مرده که تازه اغاز حیات دوم و به قول قدیمی ها اغاز چهل چلگی اش است. و هر جور به این رابطه نگاه کنیم این دلارا است که بیشتر ضرر کرده زیرا جوانی اش را از دست داده و با جهان قابل مقایسه نیست. در مقابل به شدت از این رفتار گوزل و دوستش که در اولین برخورد ها راجع جلب علاقه ی گوزل صحبت می کردند بدم امد. اینها از اول فیلم این فانتزی را داشتند که جهان زنش را ول کنه و با گوزل باشه که این دقیقا اون اندیشه زن دوم شدن بود که من بهش اشاره کردم. در مقابل رفتار دلارا هم نسنجیده بود و با غزل رفتار بسیار بدی داشت . توی این داستان تا به اینجا شخصیت غزل به شدت زیر سوال رفته. او کودکی بوده که با یک عالمه حسرت و بدون پدر بزرگ شده و حالا که فکر می کنه به این رفاه رسیده کسی بهش توجه نمی کنه و همه تحقیرش می کنن. ایسو همه ی توجه ها را جلب کرده که گویی او دختر اصلی خانواده است و غزل اشتباهی.

در کل من در این سریال یک نقش نرمال و بدون مشکل ندیدم و همه ی نقش ها دچار جنون های خاص خودشان بودند. 

 


 

نویسنده: mozhgan shams - سه‌شنبه ٢٦ آبان ،۱۳٩٤

با تشکر از نسترن


ادامه مطلب ...

 


 

نویسنده: mozhgan shams - سه‌شنبه ٢٦ آبان ،۱۳٩٤

خلاصه قسمت 41 گوزل

دریاازاینکه باعجله مغازه باز کرده پشیمونه چون پدرشوهرش مریضه نمیتونه به مغازه هم رسیدگی کنه ولی گوزل میگه نگران نباش من هستم میچرخونم و دریاهم خوشحال میشه.کریمان ازاینکه پول قسط خونه رو نداره ناراحته و‌اوزجانم ب جرم شکستن سر ازمی میفته زندان.کریمان از کیف گوزل پول برمیداره تاخرجش کنه ولی ب گوزل نمیگه.جهانم باغزل مشغول صحبت کردنه‌ غزل میگه من میخواستم براتون توضیح بدم ولی نشد مامانم از من بدش میاد که جهان میگه نه بدش نمیاد همه خطا میکنن تو من مادرت خودتو ناراحت نکن من دوستت دارم و همو بغل میکنن.دلارا همچنان ازاینکه فیلم جهان و گوزل پخش شده ناراحته..صبح غزل میره و مدرسه و یه کتک حسابی به شیدا میزنه..دلارا میره پیش جهان و میگه که من چون شریکت هستم منم ازاین ب بعد ب کارا رسیدگی میکنم که ب گوشی دلارا از مدرسه غزل زنگ میزنن و‌میگن که گوزل خانم غزل دعوا کرده بیاین مدرسه که دلارا میپرسه چیشده تااینکه ی دفعه جهان فیلم کتک زدن غزلو تو اینترنت میبینه و میگه قطعش کن و باهم میرن مدرسه.گوزل واس مغازع دریا میخواد خرید کنه که میبینه پولی تو‌جیبش نیس میره خونه و ب کریمان میگه راستشو بگو شاید احتیاج داشتی برداشتی بگو.کریمان گریه و زاری میکنه و میگه من برنداشتم که گوزل باور میکنه معذرت خواهی میکنه.جهان و دلارا میرن مدرسه و جهان واسه مدیر مدرسه میگه که پدرومادرواقعی غزل هستیم ولی مدیرقبول نمیکنه و میگه من باید باگوزل خانم حرف بزنم که دلارا و جهان سر گوزل بهم تیکه میندازن و دلارا باناراحتی میره..غزل هم میفهمه که فیلم دعوا پخش شده و‌ناراحت میشه وقتی میبینه دلارا داره میره میره دنبالش ولی دلارا دستشو پس میزنه و بهش محل نمیده و‌میره .جهان ب گوزل زنگ میزنه و میگه باهم قرار میذارن..ب راحمی خبرمیدن که الپرازکما دراومده..جهان ب گوزل میگه بخاطربی انضباطی غزل یک‌ماه ازمدرسه اخراجش کردن ک‌گوزل میگه میبرمت خونه ک جهان میگه اگه اجازه بدی میبرمش خونه(غزل ادم نمیشه باتمام اتفاقات بازم با گوزل بد حرف میزنه)همه بادیدن فیلم غزل بهش میخندن و‌مسخرش میکنن تااینکه دلارا میادو ب جهان میگه من غزلو نمیخوام باید برگرده ازهمونجایی که اومده جهان میگه حق باتوئه ولی تو‌کت دلارا نمیره غزلم میشنوه و میره اتاقش..همه سرمیزشام نشستن که جهان ب امینه میگه برو غزلم صدا کن امینه میره و میبینه که غزل رگشو زده و بیهوشه زود میرنش بیمارستان و ب گوزل هم خبرمیدن ک میاد.ایسو و اوزان خیلی ناراحتن ک اوزان میگه اگه بلایی سر غزل بیاد من خودمو نمیبخشم که ایسو بغلش میکنه و‌میگه هیچی نمیشه و میرن بیمارستان

جهان ب دلارا میگه این بلا به خاطر تو سرغزل اومد که دلارا میگه ازکجاحرفامونو شنیده من تقصیری ندارم اونکه اتاقش بود ولی جهان میگه بازم تو بی تقصیری و یکم باهم بحث میکنن تااینکه گوزل میاد.سرجهان و دلارا داد میزنه و‌میگه این چ‌نگهداری بود که از دخترم کردین که جهان ارومش میکنه.دکترمیگه که حالش خوبه و فردا میتونه کارای روزانه شو انجام بده موقع رفتن گوزل ب غزل میگه بیابریم که غزل میره بغل دلارا و میگه من بااینا میرم گوزل ناراحت میشه وقتی ایسو هم ناراحتی گوزلو میبینه بهش میگه من باهات میام ک همه تعجب میکنن گوزل هم قبول میکنه ولی دلارا میگه تو هیچجایی نمیری ک جهان اجازه میده و ایسو باگوزل میره

پایان-منبع پیج turkish_serial

 


 

نویسنده: mozhgan shams - شنبه ٢۳ آبان ،۱۳٩٤

خلاصه قسمت 39

گوزل پرت میشه پایین ک اوزجان کمکش میکنه گوزل میگه من نمیخوامت دوستت ندارم ک اوزجان میگه من دوستت دارم میرم غزلم میارم باهم زندگی میکنیم ک گوزل قبول نمیکنه..همسایه ها ب پلیس خبرمیدن و پلیس میاد از گوزل میپرسه ک شما میخواستین خودتونو پرت کنین ک گوزل میگه نه اشتباه شده...دریاهم میشنوه و میاد پیش گوزل اوزجانم میره بیرون...سولمازمیره خونه و الپرو نقش زمین میبینه و ب امبولانس خبرمیده و میبرنش ک بختیارهم میبینه و ب جهان میگه..اوزان و ایسو میخوان برن کلوب ک دلارا نمیذاره تاجهان میاد و اجازه رفتن میده و ب غزل هم میگه بااینا برو‌ک غزل میگه ایناازمن خوششون نمیاد و منو نمیبرن اوزان عصبی میشه و میگه اصلا پشیمون شدم نمیرم..دلارا و جهان بحثشون میشه و دلارا ازفرهنگ‌ و اعتبارحرف میزنه ک جهان قاطی میکنه و میگه واسه من ازاعتبار حرف نژن تویی ک بادغل سهم داداشتو کشیدی بالا اعتبارداری تویی ک نمیدونی داداشت الان کجاس اعتبارداری الپر کماس ک دلارا تعجب میکنه...دلارا ازراحمی میپرسه کی میتونه الپرو زده باشه ک راحمی میگه نکنه فک میکنی من زدم ک دلارا معذرت خواهی میکنه. اوزان ب جهان میگه چ‌میشه دوباره عاشق مادرم باشی ک جهان میگه دیگه هیچ احساسی بینمون نمونده...اذرخش ب جهان میگه الپرکماس ک جهان میگه هرکاری ازدستت برمیاد براش انجام بده ک راحمی میگه ولش کن این ادم معلوم نیس ب کی خیانت کرده ک این بلاسرش اومده و راحمی میره ملاقات الپر و ب سولماز دلداری میده..گوزل هم همچنان دنبال کارمیگرده..صب اوزجان مقابل رستوران جهان شیشه ماشین جهانو میشکنه و یکی از کارکنان جهانو زخمی میکنه.پلیساهم میرن دنبالش تو خونشون ک کریمان و‌گوزل میگن نیست.جهان هم برای اینکه اوزجان نتونه بهشون نزدیک بشه بیشتربراشون امنیت میذاره.

خلاصه قسمت 40

جهان ب گوزل زنگ میزنه کوزل میگه منم میخواستم زنگ بزنم گوزل میگه واسه چی کنجکاو شدی بدونی اوزجان چ‌کارکرده گوزل میگه چیشذه ک جهان داد میزنه میگه چراازش دفاع کردی گوزل میگه من دفاع نکردم من فقط گفتم بلایی سر دخترا نمیاره باتری گوشی گوزل تموم میشه و گوشیش خاموش میشه..اوزان و شیدا دررابطه هستن و غزل از شیدا میپرسه ک دوست پسرداری که شیدا حرفی نمیزنه تااینکه میگه اره باکسی هستم ولی فعلا درحد پیامکه غزل اسمشو میپرسه و شیدا میگه اوزان غزل تعجب میکنه میگه داداش من ک شیدا میگه چ ربطی داره مگه همه اوزان ها داداش تو هستن بعد غزل جریان تیر خوردن جهانو واسه شیدا میپیچونه اوزان و شیدا هم باهم قرار میذارن(اوزان تنها دلیل رفیق شدنش باشیدا اینه که بتونه بفهمه ک غزل اونو لو داده یانه)..ایسو میخواد باگوزل بره بیرون ک بختیار میگه نمیشه ولی ایسو به جهان زنگ میزنه ک اجازه بگیره جهان هم اجازه میده و ب بختیارمیسپره ک مراقبشون باشه...گوزل به ایسو میگه من باتری گوشیم تموم شده میتونم با گوشی تو باغزل زنگ بزنم گوزل زنگ میزنه و غزل ازاینکه گوزل پیش ایسو هست ناراحت میشه و باگوزل بد حرف میزنه..ایسو گوزل میرن کلوب و ایسو و گوزل میرن کلاتاقش.دریا به جهان زنگ میزنه و‌میگه که گوزل داشته پرت میشده پایین و جهانم باعصبانیت میره کلوب و ی کم باگوزل بحث میکنن..برای ناهار میرن رستوران ک یکی ازخانمای وقف ازجهانو گوزل فیلم میگیره و میفرسته ب سولماز...اوزانو وشیداهم باهم حرف میزنن ک شیدا میکه غزل تو رو لو داد ب پلیسو گفت ک بابات تیرخورده..اوزان هم قاطی میکنه و‌میره خونه..سولماز فیلمو واس دلارا میفرسته دلاراهم ناراحت میشه و به ایسو زنگ میزنه

دلارا به ایسو زنگ میزنه ولی ایسو تلفنو قطع میکنه و ایسو به جهان میگه که مامانم زنگ زد الان منو دعوا میکنه چون تلفنو قطع کردم فک کنم میدونه سه نفری غذا خوردیم.میرن خونه و‌دلارا ب ایسو میگه چراتلفنو قطع کردی ک ایسو درست جواب نمیده جهان با دلارا بحثش میشه و میگه باایسو درست حرف بزن سرش داد نزن..ایسو ب غزل میگه چرا به مامان گفتی ماسه نفری غذا خوردیم ک غزل میگه من نگفتم و باهم دعواشون میشه..جهان باایسو و دلارا با غزل حرف میزنن تاباهم اشتی کنن.اوزان هم عصبی و میاد خونه..غزلو ایسو میخوان باهم اشتی کنن که اوزان میرسه و باغزل دعوا میکنه و همه چیو‌میگه جهانم عصبانی میشه و همه سر غزل داد میزنن و دعواش میکنن که غزل باگریه میره اتاقش.

پایان-منبع پیج گوزل

 


 

نویسنده: mozhgan shams - شنبه ٢۳ آبان ،۱۳٩٤

خلاصه قسمت 36 گوزل

اوزجان میره دم مدرسه آیسو و بهش میگه من پدرتم و ایسو‌ هم بغلش میکنه و خوشحاله که تونسته اوزجانو ببینه و با اوزجان میرن بیرون ایسو میگه من خیلی خوشحال شدم خیلی میخواستم ببینمت و بشناسمت دلارا ناراحته که جهان با حال مریضش رفته بیرون‌و راحمی میگه کجا رفته که دلارا میگه بنظرتون کجا میتونه رفته باشه که راحمی عصبی میشه و میگه بهش زیاد گیر ندیم تازه برگشته خونه بختیار کیف ایسو رو میاره میگه فک کنم با دوستاش رفت بیرون جهانم بهش زنگ میزنه ولی جواب نمیده دوباره زنگ میزنه تا اینکه جواب میده و میگه من با اوزجان نشستم اوزجان از آلمان برگشته جهان عصبانی میشه و میره دنبالش جهان دیوانه وار دنباله ایسو میره به گوزل زنگ‌میزنه ولی جواب‌نمیده میره رستورانو ایسو رو میره جهان با خشم به اوزجان ‌نگاه ‌میکنه تو ماشین جهان با ایسو دعوا میکنه که چرا با کسی که نمیشناسیش میری بیرون که ایسو میگه اون بابامه جهان ایسو رو میرسونه خونه و‌خودش میره دنبال اوجان و بهش میگه از ایسو دور میمونی اوزجان میگه دخترمه ‌میبینمش جهان میگه چقدر پول ‌میخوای اوزجان میگه پول برای کی غزل ایسو ‌یا گوزل که جهان عصبی میشه و حسابی کتکش میزنه تا اینکه ‌کریمان میاد و دلارا عصبی میشه و میگه که ‌پس غزلو پس میدیم از لحاظ ‌مادی ‌هم‌ ساپورتش میکنیم که از ایسو دور ‌بمونن که‌جهان‌میگه ‌نه ‌غزل نه‌ ایسو ‌رو ‌من‌ نمیدم غزل میشنوه و گریه میکنه

خلاصه قسمت 37 سریال گوزل

راحمی درحال قمار کردنه و دلارا زنگ میزنه ولی جواب نمیده جهان به ایسو میگه من خیلی دوستت دارم دیگه اوزجانو نبین که ایسو میگه ولی بابامه جهان سرش داد میزنه که نه پدرتو من هستم من بزرگت کردم و همه بغل میکنن و گریه میکنن غزل هم ازپشت در میبینه که جهان ایسو رو بغل کرده ناراحت میشه غزل هم برای جلب توجه پنجره های اتاقشو بازمیکنه و به موهاش یخ میزنه و یخ و اب یخ میخوره تااینکه روز بعد سرمامیخوره و تب میکنه اذرخش به جهان میگه که ازدست الپرراحت شدیم دیگه الپری وجود نداره و ب جهان میگه که دایی جاندان کار طلاق شمارو ب عهده گرفته دایی جاندان خود شیطانه میبینی یه دفعه تمام دارو ندارتو میگیره پس هیچی رو بی خبر ازمن هیچی رو امضا نمیزنی که جهان قبول میکنه جهان میگه من تمام اموالمو میدم به دلارا اون نمیتونه مدیریت کنه دوروزه همه چیو میبازه ولی من دوباره شروع میکنم راحمی به کریمان زنگ میزنه تا درمورد پول صحبت کنن که اوزجان بیخیال ایسو بشه ولی کریمان جلوی اوزجان میگه اشتباه گرفتین و تلفنو قطع میکنه جهان به گوزل میگه که چرا ازمن پنهون کردی که اوزجان برگشته که گوزل میگه فک میکردم منو درک میکنی دریا واسه گوزل تولد میگیره اوزجانم براش دسته گل و یک سی دی میفرسته ک مربوط ب عکسای عروسیشونه گوزل عصبی میشه جهان از دست گوزل ناراحته و گوزلم منتظره زنگ بزنه.

خلاصه قسمت 38 سریال گوزل

دلارا دررستوران بادوستانش نشسته و درحال صحبت هستن ازطرفی راحمی هم قمارمیکنه ک میبازه .بایدپولشو یده ک راحمی به فیش بدین .یکی از افرادبه اسم ارهان میگه که نمیشه مابیش از صد هزارتا نمیتونیم فیش بدیم ک راحمی عصبی میشه و میگه انگار نمیدونی من کیم؟من راحمی گلپینارم ک ارهان میگه اینجاتو صداتو بالانبر..ابنجا زن هم هست پس پولتو پرداخت کن ک راحمی هم قبول میکنه.راحمی برمیگرده خونه و باجهان حرف میزنن..جهان دستشو میذاره رو دست باباش میگه بیین بزرگ شدم و تو پیرشدی راحمی میگه پس حرفای بیمارستان رو شنیدی..جهان بغض میکنه و میگه بابا تو‌واقعا عوض شدی راحمی هم میگه من هرچقدم بد باشم باباهستم و تورو دوست دارم تو جون منی..جهان و راحمی همو بغل میکنن...صبح همه دور صبحانه جمع شدن ک جهان میاد دلارا میگه امینه خانم بابامم صدا کن ک جهان میگه نمیخواد تاصب حرف زدیم ک دلارا میگه پس حرفاتون زیاد بوده ک جهان میگه اره مشکلیه ک دلارا میگه نه جهان بابچه ها حرف میزنه و میره.اوزانم بالب تاب درحال حرف زدن بادوست غزل شیداس...ایسو میره مدرسه ولی غزل بخاطراینکه نمیخواد ب اون مدرسه قدیمیش بره نمیره و بادلارا بحثش میشه.. گوزل دنباله کاره و جهان ب دریازنگ میزنه ک دریامیگه زمانی ک شمابیمارستان بودین گوزلو ازکاراخراج کردن. جهان میفهمه ک کاردلاراس..همون لحظه هم دلارامیاد پیش جهان تاباهم درمورد غزل و مدرسه ش حرف بزنن و اینکه جهان اداره هتلو بده ب دلارا.ک جهان میگه تو‌گوزلو ازکاراخراج کردی ک دلارا خشکش میزنه و میگه چرامن باید همچین کاری کنم؟من باهمچین کارایی سرو‌کله نمیزنم و عصبی میشه و میره..الپر باشرکت تماس میگیره و میفهمه ک شخصی ب اسم یاووز درحال کردن ب جای الپره و عصبی میشه..گوزل برمیگرده خونه کریمان ک کریمان ب اوزجان خبرمیده و اوزجان خوشحال میشه..راحمی میره و ب سرالپر بامیله چنتاضربه میزنه و میگه تو کی هستی ک میخواستی پسرمنو بکشی ک الپرمیره کما..بچه هاازاینکه جهان و دلارا سرسفره نیستن ناراحتن..گوزل سفره چیده و‌اوزجان خوشحاله ک کریمان میره نامزدیه دوستش.اوزجانو گوزل باهم دعواشون میشه ک گوزل یک سیلی ب اوزجان میزنه و میخواد خودشو ازپنجره پرت کنه پایین

منبع پیج سریالای ترکی

 


 

نویسنده: mozhgan shams - پنجشنبه ٢۱ آبان ،۱۳٩٤

با تشکر از خانم الهه

 


 

نویسنده: mozhgan shams - شنبه ۱٦ آبان ،۱۳٩٤

 


 

نویسنده: mozhgan shams - پنجشنبه ۱٤ آبان ،۱۳٩٤

با تشکر از خانم الهه

 


 

نویسنده: mozhgan shams - یکشنبه ۱٠ آبان ،۱۳٩٤

خلاصه قسمت بیستم گوزل

جهان گوزل رو میبره خونه ی دریا و گوزل شب اونجا میمونه جهانم بر نمیگرده خونه دلارا هم خیلی ناراحته. سلماز و الپر با اکتان یه خبرنگار قرار میزارن و عکس دستگیر کردن اوزان رو بهش میدن و میگن مست کرده و چاقو زده اونم خیلی خوشحال میشه . فرداش اوزان ازاد میشه و جهان میبرتش خونه و اونجا راحمی رو میبینه که نرفته و بهش میگه زودتر بره دلارا هم میگه خونه ی اونم هست و نمیزاره بیرونش کنه ولی جهان قبول نمیکنه و راحمی رو به یه خونه ی دیگه میبره و میگه تو کاراشون دخالت نکنه گوزل برمی گرده خونه میبینه غزل نیستش کریمانم میاد باهم دعواشون میشه و گوشی گوزل رو میشکنه ... ایسو غزل رو توی خونشون میبینه غزلم میگه مامانم اومده دنبالم اومدم اینجا زندگی کنم ایسو هم ناراحت میشه میره اسب سواری دلارا میاد خونه و اتاق مهمون رو به غزل میده و میگه بعدا میریم خرید گوزل از خونه دریا به غزل زنگ میزنه اما غزل گوشیش رو سر میز جا گذاشته و دلارا بر می داره و میگه غزل پیش منه و نمی خواد پیش تو باشه گوزلم گریه میکنه .... اوزان تو موبایل دوستاش ، خبر دستگیری خودشو میبینه عصبی میشه و میره پیش جهان و خبر رو نشون میده جهانم میگه حلش می کنه

منبع پیج سریال گوزل

خلاصه قسمت بیست ویکم گوزل

جهان با خبرنگاری که عکس اوزان وتو اینترنت پخش کرده بود دعوا میکنه وحسابی میزنتش وبعدش آذرخش هم ازش میخواد عکسارو از اینترنت پاک کنه واز اونور غزل که به خونه جهان اومده با مامان دلاراش میره کلی خرید میکنه ولباس وگوشی نو میخره ووقتی برمیگردن خونه آیسو هم اونارو با هم میبینه وناراحت میشه وبا گریه به اتاقش میره ومادرش دلارا هم پیشش میره وبهش میگه غزل برای یه مدت کوتاه اینجاست وهیچ کسی نمیتونه جای تورو تو این خونه بگیره تو دختره من هستی که غزل هم اینارو یواشکی میشنوه وبا ناراحتی از اونجا میره وبه خدمتکارا همش دستور میده که برام آب میوه بیار ویا برو تبلتمو از تو اتاق بیار واونا هم کلی از دستش ناراحتن وبعدش گوزل وقتی میفهمه غزل خونه جهان رفته پیش پلیس میره وبهشون میگه ایندفعه دخترمو دزدیدن واونا هم باور نمیکنن وبهش میگن تا فردا برمیگرده چون دفعه قبل هم گوزل به اداره پلیس رفته بود وبعدش غزل اومد وآخر سر گوزل در خونه جهان میره وبه دلارا میگه اومده دخترشو ببره ولی نه دلارا اجازه میده ونه غزل قبول میکنه که بره وکلی با مادرش بد صحبت میکنه وبهش میگه جایی نمیاد ونگهبانای خونه هم گوزل و بیرون میکنن واونم کلی ناراحت میشه وپشت در گریه میکنه وپیش دوستش میره وباهاش درودل میکنه وبعدش تو خونه ش خوابش میبره که جهان به گوشی گوزل زنگ میزنه ودوستش گوشی رو برمیداره وبه جهان قضیه غزل ومیگه وجهان هم کلی عصبانی میشه وبه خونه میره واز اونور دلارا میره وپدر جهان یعنی راحمی رو دوباره به خونه برمیگردونه وبا هم یه نقشه ای میکشن ووقتی جهان به خونه میاد دلارا بهش میگه که در یه صورت حاضر به طلاق میشه که دو تا دخترا پیش خودش بمونن وجهان هم قبول نمیکنه ولی دلارا پافشاری میکنه وجهان هم بعد از اینکه با غزل حرف میزنه وبهش میگه پیش مادرش گوزل بره چون خیلی ناراحته ولی غزل براش کلی فیلم بازی میکنه که پیش گوزل اصلا رفاه وآسایش نداشته وبعدش هم جهان از خونه میره ودلارا هم گریه میکنه وبه راحمی میگه که جهان اصلا منو دوست نداره وبهم اهمیت نمیده.

خلاصه قسمت بیست و دو گوزل

اوزجان بازم به کریمان زنگ میزنه و کریمان میگه چند روز دیگه وکیل آزادش میکنه و میگه گوزل با جهان رابطه داره و اوزجانم عصبانی میشه. اوزان میره خونه و غزل رو میبینه میگه این اینجا چیکار میکنه و اونم میگه خواهرتم کلا واسه اوزان توضیح میدن و میگن جهان و گوزل باهمن اوزانم آدرس خونه ی گوزل رو از آیسو میگیره و میره گوزل هم میره خونشون ولی کریمان قفل رو عوض کرده و راش نمیده اونم میاد بیرون که جهان رو میبینه و بهش میگه از زندگیش بره بیرون همین موقع اوزان میاد و داد و فریاد میکنه و میگه تو بابای من نیستی و جهانم به زور میفرستتش خونه تو راه اوزان چون عصبانی با دو نفر دعواش میشه و زخمی میشه و وقتی میره خونه دلارا فک میکنه جهان زدتش و میگه تلافی میکنه جهان و گوزل میرن تو یه کافه صحبت میکنن. اکتان با همکاری آلپر یه خبر تو روزنامه چاپ میکنن که غزل بچه نامشروع جهان و گوزله و وقتی دلارا میبینه خیلی عصبانی میشه جهانم میگه از بیمارستان و روزنامه شکایت کنن غزل و آیسو هم توی مدرسه هاشون همه فهمیدن و در این مورد صحبت میکنن

منبع پیج سریال گوزل

خلاصه قسمت بیست و سه گوزل

کریمان میره و مقداری از پول رو به وکیل میده و قرار میشه پانزده روز دیگه آزاد بشه دلارا داره با یکی از دوستاش درمورد آبروریزی روزنامه صحبت میکنه که دوستش میگه اون یه برنامه یه تلویزیونی داره به اسم خانواده های خوشبخت و اونا میتونن اونجا همه چی رو توضیح بدن دلارا هم به جهان خبر میده و جهانم میگه باید گوزل رو راضی کنه چون برنامه بدون گوزل نمیشه دلارا هم مجبور میشه زنگ بزنه به گوزل و قرار بزارن و توی قرارشون دلارا از گوزل بابت دزدیدن غزل و بیرون کردنش از خونه معذرت خواهی میکنه و ازش میخواد توی برنامه شرکت کن گوزلم میگه آبروی من خیلی وقته رفته و فقط بخاطر غزل شرکت میکنم شب با آیسو و غزل صحبت میکنن و غزل میگه باید بگن که من واسه همیشه اینجا میمونم. فرداش برای فیلمبرداری میان خونه ی جهان و شروع میکنن به فیلم گرفتن و اوزان نمیخواد بیاد توی برنامه ولی وسط کارشون اوزان میاد داخل و میگه کدوم خانواده خوشبخت و پدرم با این زنه رابطه داره و خلاصه برنامه بهم میخوره و همه میرن و میگن یه وقت دیگه برای ضبط میان اوزانم بعدش پشیمون میشه از کارش بعد رفتن اونا متوجه میشن آیسو نیست و نامه گذاشته که همشون رو دوست داره ولی این زندگیه غزله و نمیخواد جاشو بگیره و به دنبال زندگی خودش میره جهان و دلارا هم میرن دنبالش میگردن ولی نمیتونن پیداش کنن... یه وکیل میاد در خونه کریمان و پول میخواد برای اوزجان و کریمان میفهمه سرش کلاه رفته و وکیل قبلی قلابی بوده و همه ی پولاش رو ازدست داده

منبع پیج سریال گوزل



 


 

نویسنده: mozhgan shams - شنبه ٢ آبان ،۱۳٩٤

با تشکر از الهه خانم


ادامه مطلب ...

 


 

نویسنده: mozhgan shams - شنبه ٢ آبان ،۱۳٩٤

با تشکر از خانم الهه

 


 

نویسنده: mozhgan shams - سه‌شنبه ٢۸ مهر ،۱۳٩٤

خلاصه قسمت 17

گوزل میره خرید و برای جانسو یک گردنبند میخره . بعد میره دنبالش و اون رو بهش میده . هازال و شیدا جلوی ویترین یک مغازه ایستادن که هازال میگه شنبه میریم خونه ی بابام و کلی عکس میگیرم و همه میفهمن جهان واقعا بابامه از اون طرف گوزل لباس برای هازال خریده و هازال بهانه میاره و گوزل هم به ناچار تمام حقوقش رو صرف لباس و آرایشگاه و این چیزا میکنه . از طرفی هم نریمان حاضر شده اما گوزل و هازال اون روبا خودشون نمیبرن . اوزان خونه نمیمونه و میره دلارا هم جواهراتش رو میندازه . هازال و گوزل که به خونه ی جهان شون

میرسن هازال سلفی گرفتناش شروع میشه داخل میشن و هازال همش از خونه تعریف میکنه . دلارا به هازال میگه برو اتاق جانسو رو ببین و جانسو هم از دست هازال عصبانی میشه چون همش هازال سلفی میگیره و میگه این اتاق کیه و اون اتاق کیه بعد هم امینه میاد و میگه غذا حاضره سر میز هازال درباره ی اتاق های خونه میپرسه و میگه اتاق من کدومه که گوزل میگه تو خودت اتاق داری و هازال میگه نه منظورم اون اتاق نیست . هم که اوزان با دوستش دارن حرف میزنن که اوزان بی حوصلست بعد جانر میاد و دعوا میکنن و مشت و . .. خلاصه جانر روی اوزان چاقو میکشه و این قسمت به پایان میرسه

منبع پیج سریال گوزل

 


 

نویسنده: mozhgan shams - سه‌شنبه ٢۸ مهر ،۱۳٩٤

ديدگاه هاي شما ::.
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی